به نقل از : پيام فدايي ، ارگان چريکهای فدايي خلق ايران

شماره 105 ، اسفند ماه 1386 

 

 

پيام فدائی: به مناسبت صدمين سالگرد  روز جهانی زن (8 مارس) برخی از سوالات در رابطه با مسائل جنبش زنان را در جریان یک گفتگو با رفيق اشرف دهقانی در ميان گذاشتيم که آنچه در زير می آيد حاصل اين گفتگو است.

 

 

گفتگو با رفیق اشرف دهقانی

در باره برخی از مسایل جنبش زنان

 

 

سوال: با تشکر از این که این گفتگو را پذیرفتید. با توجه به این که در 8 مارس امسال، صدمین سالگرد روز جهانی زن فرا می رسد، جا دارد قبل از هر چیز نظر شما را در مورد پیشرفتهای جنبش زنان در طی صد سال اخیر جویا شویم. از نظر شما این پیشرفتها چه بوده و چگونه حاصل شده اند ؟

 

پاسخ: قبل از هرچیز از فرصت پیش آمده استفاده کرده و فرا رسیدن روز جهانی زن را به همه زنان تحت ستم و به خصوص به زنان کارگر و زحمتکش در ایران و در سراسر جهان تبریک می گویم. خوشحالم در آغاز این گفتگو یادآوری کنم که همانطور که می دانید تعیین یک روز در سال به عنوان روز زن، یک موفقیت مبارزاتی برای کمونیست ها و به خصوص زنان کمونیست و سمبل مبارزاتی آنها کلارا زتکین بود. البته خود چنین موفقیتی تنها در بستر رشد مبارزات کارگران (زنان و مردان کارگر) بر علیه سرمایه داران و دولت های حامی آنها حاصل شده و خود اين روز نيز ياد آور مبارزات زنان کارگر نساجی در امریکا در سال 1857می باشد. بر این مبنا می خواهم اظهار امیدواری کنم که کمونیست ها و به خصوص زنان کمونیست در ایران تحت سلطه سرمایه داران وابسته نیز بتوانند در قبال زنان رنجدیده و تحت ستم میهن خود و در رأس آنها زنان کارگر و زحمتکش به وظیفه تاریخی خود عمل نموده و امکان یابند که جنبش زنان در ایران را در جهت محو جامعه طبقاتی مبتنی بر مالکیت خصوصی و رسیدن به سوسیالیسم که تنها راه رهائی کامل زنان از قید هر ستمی است، رهنمون سازند. این امیدواری، البته بی پایه و اساس نیست. افزایش تعداد و جمعیت کارگری در چند دهه اخیر در ایران و رشد روز افزون اعتراضات کارگری در سطحی گسترده و به واقع در وسعت تمام کشور، امید فراوان و چشم اندازهای پر نوری را برای هر کمونیستی ایجاد می کند تا با تکیه بر قدرت تاریخی پرولتاریا که ویرانگر اصلی آخرين جامعه طبقاتی تاريخ  و بر پا دارنده جهانی آزاد و انسانی است، در این راه مبارزه نماید. به خصوص ما زنان کمونیست باید بکوشیم با انرژی تمام به وظایف تاریخی و انقلابی خود به طور کلی در قبال کارگران و زحمتکشان جامعه خود و بطور مشخص در قبال زنان کارگر و زحمتکش و جنبش زنان در ایران جامه عمل بپوشانیم. تأکید من روی این موضوع بویژه از آن روست که امروز در شرایط تضعیف جنبش کمونیستی در سطح جهان و در شرایطی که ایده های بورژوائی امکان رواج گسترده تری را در زمینه های مختلف اجتماعی یافته اند، جنبش زنان در ایران نیز از هجوم ایدئولوژیکی گسترده انديشه های بورژوائی در امان نمانده است. درست به همین خاطر است که امروز نه، فریادهای رنج و درد زنان زحمتکش و نه، صدای مبارزاتی آنان بدرستی در همه جا منعکس می شود. در چنین وضعیتی حتی خیلی از کسانی که ادعای کمونیست بودن دارند و گاه سخنان رهبران و رهروان کمونیست گذشته را در رابطه با زنان کارگر و زحمتکش تکرار می کنند، در عمل همان اهداف و نظراتی را تبليغ می کنند و همان راهی را می روند که جنبش بورژوائی زنان معرف آنست. بنابراین تأکید بر مخدوش نکردن مرزهای طبقاتی در جنبش زنان و تلاش برای تقویت گرایش پرولتری و کمونیستی در این جنبش، امری است لازم که امروز وظیفه عاجلی را برای کمونیست های راستین تشکیل می دهد.

 

اما در مورد قسمت اول سئوال شما که به نظر من در واقع پیشرفت های جنبش زنان را در صد سال اخیر به لحاظ تاریخی مد نظر دارد، ضروری است به عقب یعنی به صد سال پیش برگردیم و اگر چه نمی توان همه مسایل مربوط به زنان درطی این پروسه طولانی را بازگوئی نمود ولی با نگاهی به مقطع برگزاری کنفرانس بین المللی زنان سوسیالیست که طی آن روز جهانی زن تعيين گرديد و توجه به وضعیت و شرایط زندگی و کار اکثریت زنان در جوامع غرب در همان مقطع می توان فهميد که جنبش زنان چه فراز و نشیب هائی را در این مدت طی کرده است. اتفاقاً همانطور که می دانیم یکی از موضوعاتی که در این کنفرانس مطرح و مورد توجه قرار گرفت، شرایط کار و زندگی و مبارزات زنان کارگر نساجی در امریکا بود. روزی بيش از 12 ساعت شیره جان زنان کارگر در کارخانه ها کشیده می شد بدون آنکه مزدی دریافت کنند که به آنها امکان دهد حداقل شرایط زندگی انسانی را برای خود و خانواده خود فراهم نمایند. این یک نمونه از زندگی میلیونها زن کارگر و زحمتکش در غرب بود. نمونه ای که ترسیم گر تصویر بسیار سیاهی از شرایط کار و زندگی زنان تحت ستم در کشورهای غربی در قرن نوزده و اوایل قرن بیستم می باشد.

 

 زنانی را تصور کنید که صبح زود عازم کار گشته و ساعت 8 شب، خسته و کوفته به خانه بر می گردند. زنی را به تصور آورید که بچه شیرخواره اش را به همراه بچه یا بچه های دیگرش در خانه گذاشته و اگر خوش شانس است به مادر پیری ویا به شخص دیگری در ازاء کمی پول سپرده است. این بچه در تمام مدت طولانی که مادر در کارخانه جان می کند، از گرسنگی بیقرار است و جیغ می زند و این در حالی است که مادر نیز از درد شدید پستان های پر شیرش که از زیر لباس نیز چکه می کند، در رنج است. این ها هر چند ممکن است که توصیف های شاعرانه به نظر برسند اما واقعی هستند و تصورات خیالی نمی باشند. اتفاقاً مورد اخیر یکی از تصاویری است که در گزارش بازرسان کارخانه ها در انگلستان از شرایط کار و زندگی زنان کارگر در سالهای قبل از خیزش زنان کارگر نساجی در امریکا، در کتاب انگلس به نام "وضع طبقه کارگر در انگلستان" نقل شده اند. می توان به نشریات رسمی آن دوره انگلستان رجوع نمود و متوجه بسیاری از واقعیات دردناک زندگی و کار زنان کارگر در آن دوره ها شد، همانطور که مارکس در کتاب کاپیتال نیز بر مبنای همان گزارشات به گوشه هائی از کار و زندگی زنان و دختران جوانی می پردازد که گاه در محیط تنگ کارگاه به دلیل فشار بیش از حد کار آنهم در شرایط بی غذائی معمولشان، حتی جان خود را نیز از دست می دادند. اینها تصاویری است که حتی در اوایل قرن بیستم عیناً و یا با تفاوت هائی در کشورهای غربی وجود داشت. تنها با رجوع به این واقعیت ها و مقایسه آن با شرایط کار و زندگی کارگران زن در حال حاضر در کشورهای غربی، می توان آن گذشته سیاه را باز شناخت و راه طی شده را درک نمود . با مد نظر داشتن آن گذشته، امروز اگر تنها به قوانین مربوط به زایمان و مرخصی های مربوط به آن، اگر به مسایلی چون برخورداری مادران از مهد کودک که هنوز علیرغم يورش گسترده ای  که بورژوازی در سالهای اخیر به دست آوردهای مبارزاتی زنان در گذشته انجام داده در بعضی از کشورها، امکان استفاده از آن بطور رایگان یا با هزینه کم برای خانواده های کارگری وجود دارد توجه کنیم، اگر ببینیم که کسب هر یک از چنین اموری در چه پروسه های مبارزاتی امکان پذیر شده است؛ و از بین بردن و رفع بسیاری از تبعیضاتی که زنان این جوامع همواره از آنها در رنج بودند را در نظر بگیریم و همچنین به عنوان مثال در شرایط وجود پارلمان هائی با شرایط دموکراتیک ، به یک نمونه از مبارزات آنان در ارتباط با بدست آوردن حق رأی توجه کنیم، اگر ببینیم که حقوق اجتماعی زنان در غرب به طور وسیع در قانون به رسمیت شناخته شده و آنها امروز در خیلی از عرصه ها از حقوقی برابر با مردان برخوردارند و در شرایط وجود نسبی آزادی های دموکراتیک در این جوامع اين تساوی حقوقی تا حد زيادی در میان همگان جا افتاده است، وقتی همه اینها را در نظر بگیریم، آنگاه می توانیم در یابیم که جنبش زنان در کل و به لحاظ تاریخی در راه تحقق خواستهای برحق خویش چه گام های بزرگی را در طی صد سال اخیر به جلو برداشته است.

 

شکی نیست که جنبش زنان در صد سال گذشته راه مستقیمی را به جلو طی نکرده بلکه فراز و نشیب های زیادی را از سر گذرانده است. اتفاقاً بدون توجه به این فراز و نشیب ها هرگز نمی توان شناخت درستی از پیشروی های جنبش زنان بدست آورد. در رابطه با فراز های این جنبش در غرب باید خاطر نشان شد که علاوه بر تأثیرات بسیار مثبتی که این جنبش از فعالیت احزاب کمونیست و زنان کمونیست در اروپا و امریکا گرفته است، اساساً یکی از وقایعی که با اهمیت ترین و برجسته ترین تأثیر را در مسیر پیشروی جنبش زنان در تاریخ داشته است، همانا انقلاب کبير اکتبر 1917 در روسیه می باشد. این نکته بسیار مهمی است که هرگز نباید آن را فراموش نمود. در پرتو این انقلاب کارگری و حکومت کارگری منتج از آن ،  برای اولین بار در تاریخ، تساوی زن و مرد در همه زمينه ها رسما اعلام شد و قوانینی به نفع زنان به تصویب رسید.  از این رو برای اولین بار در تاریخ، زنان حقیقتاً احساس کردند که به آنها به عنوان یک انسان کامل ارزش گذاشته شده و برخورد می شود. علاوه بر این تحت تأثیر این انقلاب بود که جنبش های انقلابی و مترقی در سراسر جهان که زنان بخشی از شرکت کنندگان در آنها بودند پا گرفتند.  این جنبش ها در اروپا و امریکا به گونه ای و در کشورهای مستعمره و نیمه مستعمره و وابسته به گونه ای دیگر جریان یافتند ؛ و درست در بطن این مبارزات که برعلیه سیستم سرمایه داری در غرب و برعلیه سلطه امپریالیستی در کشورهای دیگر و به منظور رسیدن به آزادی و ایجاد و بسط دموکراسی بوجود آمده بودند، جنبش زنان نیز با طرح بعضی از مطالبات  خاص خود و مبارزه برای دست یابی به آن خواست ها، قدم های هر چه بیشتری را به جلو برداشت. در رابطه با این نکته بسیار با اهمیت، باید یادآوری نمود و تأکید کرد که بر مبنای تجارب مبارزاتی صد سال اخیر، جنبش زنان هیچوقت به تنهائی و مجزا از جنبش های اجتماعی دیگر رشد ننموده و به جلو نرفته است، بلکه این جنبش درست در بطن جنبش های انقلابی و مترقی عمومی امکان رشد و طرح مسایل خاص خود را یافته  است. اتفاقاً درست به خاطر درک چنین واقعیتی، زنان کمونیست به عنوان پیشروان اصیل جنبش زنان همواره کوشیده اند فعالیت برای حل مسایل خاص زنان را در راستای مبارزه برای تغییر وضع ظالمانه عمومی موجود پیش ببرند و این را به مثابه اساس فعالیت های مبارزاتی خود قرار دهند.

 

سوال:  اگر 8 مارس به مثابه روز جهانی زن بخشی از دستاوردهای جنبش کارگری و کمونیستی است ، تأثیر افت و خیزها و بحرانهای جنبش کمونیستی بر مبارزات زنان را چگونه می بینید؟

 

پاسخ: بلی، بوجود آمدن روز جهانی زن، یکی از دستاوردهای جنبش کارگری و کمونیستی است که مسلماً بدون تلاش مستقیم زنان کارگر و کمونیست نمی توانست حاصل شود. در رابطه با  تاثير افت و خیز این جنبش ها روی جنبش زنان، پیش از این از تأثیرات انقلاب اکتبر صحبت کردم. این انقلاب به عنوان اولین حکومت کارگری پیروزمند آنهم در کشوری با وسعتی بسیار بزرگ ، حقیقتاً در رشد آگاهی وارتقای روحیه انقلابی در میان کارگران و زحمتکشان و همه محرومین جهان و در بیداری آنها حتی در کشورهائی که کاملا اسیر دست امپریالیستها و تحت سلطه آنها قرار داشتند، تأثیر بسزائی داشت. به واقع افتادن قدرت سياسی به دست طبقه کارگر در روسيه، موضوعی نبود که کارگران و زحمتکشان و همه ستمدیدگان جهان را به وجد و غلیان نیاورد. به همین خاطر درست متعاقب انقلاب اکتبر بود که جنبش های مترقی و انقلابی در اقصی نقاط جهان پا گرفتند و کمونیسم بیش از پیش در میان کارگران و روشنفکران انقلابی با اقبال هر چه وسيع تری روبرو گشت. برای سالها، وضع غالب به ویژه در دنیای غرب، چنین بود. در پرتو این فضا بهیچوجه عجیب نیست که ما در جریان حمله فاشیسم به اسپانیا در سال 1935 شاهد آنیم که جوانان کمونیست و انقلابی از سراسر کشورهای اروپائی، از سوئد گرفته تا فرانسه و انگلیس و حتی از یونان، دسته دسته برای جنگ با فاشیسم و کمک به انقلاب اسپانیا راهی آن دیار می گردند و سپس در ارتباط با جنگ جهانی دوم و پس از آن ما شاهد اوج گیری مبارزات ضد استعماری در نقاط مختلف با گرایشات چپ هستیم و بعد شاهد انقلاب چین به رهبری مائوتسه دون و انقلاب ویتنام به رهبری هوشی مین. در این شرایط مبارزاتی همراه با برافراشته بودن پرچم سرخ کمونیسم است که مبارزه زنان نیز در راه تحقق خواستهای عادلانه خویش و برای رسیدن به آزادی، در اقصی نقاط جهان راه ظفر نمون خود را طی می کند و به طور مشخص و برجسته در اروپا و امریکا دست آوردهائی را از آن خود می نماید. اگر این دست آوردها و تاریخ های به تصویب رسیدن قوانینی در پارلمان های این کشورها به نفع زنان را از نظر بگذرانیم، خواهیم دید که همه آنها درست &