این مقاله برای اولین بار در سایت بحران شماره 2 منتشر شد.

 

سهيلا دهماسی

 

رابطه ميان قوانين و فرهنگ زن ستيز جمهوری اسلامی و منافع مادی طبقه سرمايه دار حاکم بر ايران

 

يک روز نيست که خبری ناگوار در مورد زنان و اذيت و آزار آنها توسط رژيم جمهوری اسلامی نشنويم. يا سنگسار است، يا زندان و شلاق به بهانه بد حجابی و يا بدبختی و اسارت ناشی از قوانين ارتجاعی خانواده. ظلم و جناياتی که رژيم وابسته به امپرياليسم جمهوری اسلامی از اولين روز به قدرت رسيدنش عليه طبقات محروم جامعه ما، بخصوص زنان مرتکب شده و می شود، بر هيچکس پوشيده نيست. اما عليرغم شرايط ديکتاتوری عريان و سرکوب شديد هر اعتراض کوچکی، مردم ما و بخصوص زنان از همان ابتدا به اشکال مختلف در مقابل ستمها و زورگويی ها رژيم و مزدورانش مقاومت و مبارزه کرده اند. 28 سال است که زنان تحت حاکميت رژيم سرمايه داری وابسته به امپرياليسم جمهوری اسلامی، به دليل زن بودنشان شديدأ تحت ستم هايی قرار گرفته اند که همه به اسم اسلام انجام ميشوند. و یکی از هدف های عمده حمله و ستم وحشیانه رژيم به زنان (و درواقع به کل جامعه) آن است که رژيم سعی ميکند که زنان را از همه عرصه های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در جامعه حذف کند و به کنج خانه ها بکشاند.

 

واقعيتی که وجود دارد اين است که فرهنگ ارتجاعی مردسالارانه مذهبی در جامعه ما رسوخ داشته و درنتيجه رژيم جمهوری اسلامی از اين امر استفاده کرده و همه اين ستمهايی را که به زنان ايران روا داشته، تحت نام اسلام انجام ميدهد. طبق فرهنگ ضد زن اسلامی، زن موجودی درجه دوم و کم عقل تر و بی ارزش تر از مرد است. موجودی است که اگر با آزادی در کنار مرد در جامعه حضور داشته باشد گویا موجب شيوع فساد در جامعه می شود. چون گویا تمام ذرات وجود زن فساد برانگيز است، حتی رشته های موی سرش. و اگر به او آزادی داده شود موجب فساد و جنگ و فتنه می شود.

تمام قوانين و مقررات اجتماعی در کشور ما در واقع بر مبنای همين اندیشه های ارتجاعی مذهبی است که از اعماق تاريخ بيرون کشيده شده و به عنوان قوانين رسمی کشور به مردم ما تحميل شده است.

 

اين مسئله، يعنی اين که رژيم با استفاده از ايدئولوژی ارتجاعی مذهبی اش اين نوع فرهنگ و قوانين مبتنی بر آن فرهنگ را در جامعه رسمی کرده، موجب سردرگمی بعضی ها شده و باعث شده که آنها نوک تيز حمله و هدف اصلی مبارزه اشان را ايدئولوژی مذهبی رژيم قرار بدهند. اينگونه افراد معمولاً رابطه مستقيم ايدئولوژی و منافع اقتصادی طبقات حاکم را نديده می گيرند و نمی توانند این رابطه را به مردم نشان بدهند، درنتيجه از شدت حملاتشان به آنچه که بايد هدف قرار بدهند، يعنی سيستم اقتصادی موجود و طبقه حاکم ، کاسته می شود.

 

البته می دانيد که فرهنگ مردسالارانه صرف نظر از این که به نام اسلام مطرح شود و یا نه، از زمانی که جوامع طبقاتی بوجود آمده اند ايجاد شده و مرتبأ هم توسط طبقات حاکم بازسازی می شوند. در حال حاضر در جامعه ما هم رژیم جمهوری اسلامی فرهنگ مرد سالاری را با ایدئولوژی ارتجاعی اسلامی خود اشاعه می دهد. اما سئوال این است که آيا واقعأ تمام اين بلاهايی که رژيم سر زنها آورده و مياورد فقط به دليل مذهبی بودن رژيم است؟ آيا واقعأ سردمداران رژيم به خاطر اعتقادات مذهبی اشان و در راه خدايشان است که از روزی که به قدرت رسيدند زنان کارگر را از کارخانجات بزرگ اخراج کردند که مبادا زنان و مردها در کارخانه کنار هم قرار بگيرند و گناهی مرتکب بشوند؟

آيا سردمداران رژيم، دختران مبارز را در سياهچالهای خود جلوی پای خداي آسمانی شان قربانی کردند ؟ آيا سران جمهوری اسلامی به خاطر اعتقادات مذهبی اشان بود که دستور دادند که پاسدارهايشان به دختران قبل از اعدام تجاوز کنند؟ آيا در پشت اين جناياتی که به اسم اسلام انجام ميشود، نباید منافع سرمايه دارانی را دیدکه تا بن استخوان به امپریالیسم وابسته اند؟ و رژيم سرمايه داری وابسته به امپرياليسم خود یعنی جمهوری اسلامی را در مصدر کار دارند؟ آيا در پشت اين جنايات منافع امپرياليستهائی که بر جهان قدرت می رانند وجود ندارد؟

 

به طور کلی، آيا واقعأ ميان ايدئولوژی مذهبی ای که رژيم با استفاده از آن اعمال وحشيانه اش نسبت به زنان را توجيه می کند و سيستم اقتصادی حاکم بر جامعه و سودهای اقتصادی منبعث از اين سيستم به نفع گردانندگان آن رابطه ای وجود ندارد؟

بيائيد برای پاسخگويی به اين سوالات، نگاهی به وضعيت زنان کارگر در جمهوری اسلامی بياندازيم تا بفهميم که واقعأ رابطه ستم رژيم بر زنان که با استفاده از ايدئولوژی اسلام انجام ميشود، و منافع سرمايه داران حاکم در جمهوری اسلامی چيست!

 

همانطور که می دانيد در اثر بحرانهای موجود در سيستم سرمايه داری امپرياليستی و سياستهای نئوليبرالی ای که بر این مبنا در پیش گرفته شده، رژيم حافظ منافع سرمایه داران در ایران نیز دست به اقداماتی زده است. خصوصی سازی، قراردادهای موقت، کاهش مخارج توليد، کاهش خدمات عمومی اجتماعی، کاهش خدمات درمانی و آموزشی از جانب دولت، کاهش مخارج بيمه های درمانی و حقوق بازنشستگی و حذف حقوق اضافه کاری از جمله آن اقدامات هستند که رژیم جمهوری اسلامی در خدمت به سرمایه داران در ایران برقرار ساخته. در ادامه همه این اقدامات و قوانين ضد کارگری ای که رژيم برقرار ساخته، روز به روز وضعيت کارگران کشور ما بدتر شده و در این میان وضعيت زندگی زنان کارگر به مراتب ناگوارتر از مردان کارگر می باشد.

 

در شرایطی که سیستم سرمایه داری در بحران قرار دارد، زنان اولین قربانیان هستند. وقتی بحران اقتصادی وجود دارد، بیکاری زیاد می شود. و چون زنان موجودی درجه دوم محسوب می شوند، پس سرمایه داران قبل از همه زنان را از کار بیکار می نمایند. چون در جامعه ای که فرهنگ مردسالاری بر آن حاکم است، بیکار بودن زن امر طبیعی تلقی می شود. درست بر این مبنا بود که از همان ابتدای قيام 57 بر مبنای تعالیم رژیم جمهوری اسلامی، سرمایه داران به بهانه اينکه زنان بهتر در خانه هايشان وظيفه ای که خدا برايشان تعيين کرده يعنی بچه داری و شوهر داری را انجام می دهند، فوری زنان را از کارخانه های بزرگ اخراج کردند.

 

این را هم باید در نظر گرفت که از آنجا که استخدام زنان در کارخانه ها و کارگاههای بزرگ برای کارخانه دار هزینه دارد ( مثل هزينه مهد کودک و يا مرخصی زایمان) درنتيجه سرمايه داران بزرگ به خصوص در شرایط بحران ترجيح می دهند که از کارگرهای مرد استفاده کنند.

 

این فرهنگ که زن را همانند مرد یک انسان تلقی نمی کند و جایگاهش را در حصار خانه و آشپزخانه تعین می کند، در خدمت سرمایه داران قرار دارد. مثلاً وقتی بنا به تعريف های مذهبی رژيم از زن، زن نان آور و ستون خانواده نيست (که البته واقعیت امروز در ایران دور از آن چیزی است که رژیم جلوه می دهد. مثلاً مطابق آمار رسمی، يک دوازدهم خانواده های ايران تحت تکفل زنانند.) و اگر بنا به گفته رژیم و فرهنگ حاکم در جامعه، مرد نان آور خانه است، پس سرمایه داران می توانند برای زن مزدی کمتر از مرد بدهند و زن کارگر را از خیلی از مزایای شناخته شده محروم سازند. بر این اساس می بینم که امروز کارگران زن بیشتر در کارگاه های کوچک مشغول کار هستند. چون به نفع صاحبان کارگاه های کوچک است که از زنان استفاده کنند. و می دانيم که کارگاههای کمتر از10 نفر مشمول قوانين کار نمی شوند. يعنی سرمایه داران مجبور نيستند بيمه بدهند و می توانند به زنها حقوق بسيار ناچيزی بدهند. و هر موقع هم به نفعشان باشد زنها را اخراج می کنند. و یا، گزارشی از محله خزانه در تهران در دست است که در آنجا زنان محل وسایل الکتریکی کوچکی را از کارخانه پارس الکتریک تحويل گرفته و به هم وصل میکنند. صاحب کار مزد بسیار نازلی به آن زنان کارگر میپردازد، در حاليکه به اين ترتيب پول برق و آب و کرایه نمیدهد و از همه مهمتر به کسی هیچ حق بیمه و درمانی نمیپردازد.

 

امروز در ایران اکثر زنان در کارگاهها و تولیدی های کوچک و يا در کارگاه ها ی به اصطلاح اقتصاد زيرزمينی کار می کنند و در آنجا تحت استثمار شديدی قرار می گيرند. چون در اين نوع کار که بيشتر زنان در آن اشتغال دارند، امنيت شغلی وجود ندارد و زنان کارگر از ترس از دست دادن شغل , می سوزند و می سازند و شرایط تحمیلی به آنها امکان اعتراض نمی دهد. البته خيلی از اين زنان اصلأ نمی دانند که بيمه چيست و حق و حقوقشان چيست که اعتراض کنند که البته خود همان فرهنگ زن ستيز هم در ناآگاه ماندنشان نقش بزرگی دارد.

 

در واقع در رژبم جمهوری اسلامی نه فقط هیچ قانونی وجود ندارد که این زنان را حمایت بکند، بلکه برعکس چون زنها در فرهنگ مذهبی مرد سالارانه جمهوری اسلامی به دليل زن بودنشان از حق و حقوقی برخوردار نیستند، پس مجبورند هر نوع مزدی و هر نوع قرارداد کاری را بپذيرند.

 

اينجا رابطه فرهنگ اسلامی و سودجويی سرمايه داران را می بينيم.

 

در رابطه با استثمار شدید کارگران زن با استفاده از فرهنگ زن ستیرانه جمهوری اسلامی، وضع به گونه ای است و یا به قول معروف آنقدر آش شور است که خود وابستگان رژيم هم مجبور به اعتراف شده اند. به عنوان مثال مدیرکل سازمان تامین اجتماعی رژيم گفته است که : 550 هزارکارگر زیرزمینی که در صد بالایی از آن را زنان و کودکان تشکیل می دهند از مزایای بیمه ای بی بهره هستند. این کارگران بدلیل شرایط اقتصادی نامطلوب حاکم بر خانواده هایشان و ترس از اخراج شدن از هرگونه اعتراضی نسبت به بیمه نکردن خود توسط کارفرما پرهیز می کنند و بدلیل زیرزمینی بودن این کارگاههاو دورماندن از چشم وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی آمار دقیقی از تعداد آنها در دست نیست.

(روزنامه خراسان 13 تیر ماه 85)
همچنین در بسیاری از مراکز تولیدی و کارخانه ها به ویژه صنایع نساجی، از زنان کارگر به هنگام شروع کار، چک و سفته (بین 1 تا 3 میلیون تومان) امضاء شده می گیرند تا مانع اعتراض کردن آنها بشوند. البته این اقدام وحشیانه، شامل مردان کارگر هم می شود.

 

اگر بخواهیم اندکی از وضعیت زنان کارگر در ایران صحبت کنیم می بینیم که خيلی از زنان کارگر که اصلأ در آمارهای کار به حساب نمی آيند، زنانی هستند که از طريق شرکت های پيمانکاری استخدام ميشوند که در خانه های خودشان برای کارخانه های پوشاک و کارخانه های مواد غذايی کار کنند. يعنی تکه دوزی کنند و کیف دوزی و غيره. و يا شیرینی پزی و توليد مربا و ترشی و غيره. از اينها هيچ حمايت قانونی نميشود.

 

به افتخارات جمهوری اسلامی اين را هم باید اضافه کرد که تحت حاکمیت آن که در خدمت تأمین منافع سرمایه داران قرار دارد، ارتشی از زنان کارگر بوجود آمده است که به دليل افزايش فقر و محروم بودن از هر نوع تخصص و مهارت کاری و کلأ بالا بودن سطح بی کاری، دستفروشی می کنند، سيگار و گل و کارهای دستی و خرت و پرت می فروشند. این زنان خیلی وقت ها مورد حمله مأموران رژیم واقع می شوند. در رابطه با توهین و تحقیرهائی که به زنان زحمتکش روا می شود، می توانيد تصور کنيد که وقتی این زنان دستفروش مورد حمله مأمورين قرار می گیرند، چقدر از طرف آنها تحقير شده و اغلب مورد سوءاستفاده جنسی نيز قرار می گيرند. یعنی توسط مأموران همين رژيمی که آنها را به اين روز انداخته، تحقير هم می شوند. این را هم اضافه کنم که طبق آمار به عنوان مثال 33 درصد دستفروشان مشهد زن هستند.

 

يکی ديگر از ابتکارات جمهوری اسلامی برای کار ندادن به زنان متاهل و درنتيجه صرفه جويی در مخارج مهد کودک و مرخصی زايمان و غيره، که به نفع سرمايه داران است، ماده 1117قانون مدنی است که اين اجازه را به مردها می دهد که اگر مثلأ همسران شان شغلی برخلاف مصالح و شئون خانوادگی اختيار کرده باشند، می توانند آنها را از اشتغال مزبور باز دارند.

 

 

اگر بخواهيم خلاصه کنيم، وضعيت زنان کارگر در ايران اين است: دستمزد کمتر از مرد در کار مشابه، امکانی کمتر از مردها در استخدام، عدم امکانات دولتی برای آموزش حرفه ای، محروميت از اجازه تحصیل در رشته‌های کشاورزی، داروسازی، معدن، ذوب فلزات و بسیاری رشته‌های دیگر علمی و فنی (توجيه ايدئولوژيک رژيم هم در این رابطه همانطور که گفته شد این است که توانايی های زن مثل مرد نيست، ضعيف و کم عقل تر و ... است و غیره )، تبعیض در قانون بیمه بازنشستگی و بيمه عمر و محروميت از مرخصی زایمان و امکانات مهد کودک.

 

تحقیر و استثمار سیستماتیک و همچنین تحقیر فرهنگی که رژیم با غالب کردن ایدئولوژی ارتجاعی اش به آن دامن زده یکی از مسایلی است که جمهوری اسلامی با آن می کوشد ظلم به زن را امری طبیعی جلوه دهد. رژيم با تبلیغ ایدئولوژی مردسالارنه مذهبی خود می کوشد که قدرت مقابله را از زنان بگیرد و از این طریق هم دست سرمایه داران را برای استثمار هر چه بیشتر آنان باز بگذارد.

 

همانطور که ملاحظه شد، همه واقعیات ها بیانگر آنند که رژيم جمهوری اسلامی با به کار گيری فرهنگ زن ستيز مذهبی، شرايطی را بوجود آورده است که دست سرمايه داران را برای اجرای سياست ها و قوانين ضد کارگری و ضد زن باز گذاشته که حداکثر سود ممکنه را به جيب بزنند.

درنتيجه عملکرد واقعی فرهنگ و ايدئولوژی در اينجا همان سود مادی رساندن به سرمايه داران وابسته به امپرياليسم و درنتيجه سود رساندن به امپرياليست ها است.

از اينجاست که ما در پلاتفورم "اتحاد زنان آزادیخواه" جمهوری اسلامی را حافظ نظام سرمایه داری وابسته ایران خوانده و مطرح کردیم که این رژیم بزرگترین مانع رسیدن زنان به آزادی می باشد. ما راه حل نهايی زنان برای رهائی از ستم های جمهوری اسلامی و رهايی کارگران زن از ستم مضاعف را نه در اصلاحات قانونی می دانيم و نه در صرفأ مبارزه فرهنگی و يا مبارزه با مردها، بلکه معتقدیم که رهايی واقعی زنان و رسیدن به آزادی و کسب حقوق دموکراتیک مساوی زنان و مردان در فردای سرنگونی رژيم سرمايه داری جمهوری اسلامی به دست کارگران و زحمتکشان ايران میسر است.

 

آگوست 2007

 

 

بازگشت به صفحه اصلی

http:/www.siahkal.com