مبارزه مسلحانه و اپورتونیست ها
( جلد اول )
به خاطره
چریک فدائی خلق
رفیق کبیر حسن نوروزی
تقدیم می شود
از انتشارات چریک های فدائی خلق ایران
فهـــــرست:
* شرح مختصری از زند گی رفیق
کبیر حسن نوروزی
بخش اول:
* مقدمه
* منتقدان امروزی مبارزه مسلحانه
چه کسانی هستند و شیوه کارشان چیست؟
* طرح بحث
* حزب توده و تئوری مبارزه مسلحانه
* حزب توده پیشاپیش همه اپورتونیست ها
به انتقاد از تئوری مبارزه مسلحانه می پردازد
* رئوس انتقادات حزب توده بر تئوری مبارزه مسلحانه
بخش دوم:
* مقدمه
* نظری به خصوصیات کار منتقدین کنونی
مبارزه مسلحانه
*"مبارزه مسلحانه- هم استراتژی، هم
تاکتیک" و بعضی دیدگاهها
* توضیحات
شرح مختصری
از زندگی
رفیق کبیـــر حسن نوروزی
( 1352- 1324 )
*******************************************
رفیق حسن
در سال 1324 در یک
خانواده کارگری در محله راه آهن تهران متولد گردید. پدرش از
مهاجرین قفقاز بود، که پس از مدتی مبارزه با رضا خان قلدُر در گروه های
ضد دیکتاتوری به حزب توده پیوست. سال ها پس از پیوستن
به حزب توده متوجه اپورتونیسم رهبری حزب توده شد و مانند بسیاری
دیگر از پرولترهای آگاه حزب، خود را از قید رهبری باند
فاسد کمیتهَ مرکزی رها ساخت و از حزب کناره گرفت. روحیات
و خصلت های ضد اپورتونیستی پدر و آزادگی وی از دوران
کودکی شرایط مناسبی برای رشد آگاهی و روحیه
تعرضی حسن که کودکی بسیار مستعد و باهوش بود، فراهم آورد.
پدرش به او آموخت که هرگز با دشمنان خلق سازش نکند و تا جان در بدن دارد به
مبارزهَ بی امان برعلیه دشمن ادامه دهد.
پایان
زندگی پدر، بزرگ ترین و آخرین درس انقلابی او بود که به
فرزندش داد و تأثیری شگرف بر حسن باقی گذارد. حسن 9 ساله بود که پدرش با جمعی
از یاران همراهش در سال 1334، در
شرایطی که کمیتهَ مرکزی فاسد حزب توده کادرهای
فداکار حزبی را رها ساخته و میدان مبارزه را خالی کرده بود، در
جریان یک عمل فدائی دست به یک اقدام معترضانه برعلیه
رژیم کودتا زدند و با خارج ساختن یک قطار محمولات نظامی از خط
آهن و انفجار آن ضربه ای سخت بر حکومت کودتا وارد ساختند. اگر چه این
قهرمانان آشتی ناپذیر خلق در جریان این عملیات به
شهادت رسیدند، ولی نامشان در سینهَ تاریخ مبارزات خلقی
ما ثبت گردیده و تا ابد زنده خواهد ماند.
این عمل
نشان دهندهَ آن بود که سنگر مبارزه در شرایطی از طرف رهبران حزب خالی
شد که توده های حزبی آمادگی جانبازی و نبرد و جلوگیری
از پیروزی ارتجاع را داشتند، ولی عدم مرکزیت سالم و
انقلابی باعث شد که نیروهای آمادهَ خلق به هدر رود و روحیهَ
مصمم و پرشور توده ها به یأس و نومیدی تبدیل شود.
پس از شهادت
پدر، حسن که بیش از 9 سال
نداشت مجبور شد ضمن تحصیل به کارگری بپردازد. چند سالی بدین
منوال گذشت تا این که ادامهَ تحصیل دیگر برای حسن مقدور
نبود، وضع مالی و شرایط زیست طوری نبود که حسن بتواند با
خیال راحت تحصیل کند، از این رو حسن نیز مانند میلیون
ها تن از فرزندان توده های زحمت کش که امکان ادامهَ تحصیل ندارند،
مجبور به ترک مدرسه شد. از آن پس حسن به کارگری رفت و به عنوان شاگرد
پادو در این جا و آن جا در نزد استادکاران پیشه ور به کار
پرداخت. نجاری، شیشه بری و بلاخره فلزکاری و لوله
کشی مشاغل گوناگون رفیق را در این دوره تشکی