طرح برنامه
آذر ماه 1361
از انتشارات چریک های فدایی خلق ایران
به خاطره چریک فدایی خلق
رفیق شهید سیما دریایی
تقدیم می شود.
چریک فدایی خلق رفیق سیما دریایی در سال 1333 در خانواده ای متوسط در شهر بابل به دنیا آمد. دوره دبستان و دبیرستان را در این شهر گذراند و هنوز دوره دبیرستان را تمام نکرده بود که جوشش انقلابی ناشی از مبارزه مسلحانه چریک های فدایی خلق زندگی او را فرا گرفت. شهر بابل با توجه به سابقه و سنت های مبارزاتی موجود در آن جا، از جمله شهرهایی بود که از همان آغاز مبارزه مسلحانه در ایران تحت تأثیر آن قرار گرفت و با کشیده شدن بسیاری از جوانان مبارز شهر به طرف سازمان چریک های فدایی خلق محیط کاملا مبارزاتی در بین اغلب خانواده های این شهر به وجود آمد. رفیق سیما از جمله کسانی بود که در چنین محیطی پرورش یافت و از زندگی و شهادت خونین چریک های فدایی همچون سپهری ها، مفتاحی ها، قبادی ها، ابراهیمی ها و... تأثیر مبارزاتی گرفت. رفیق سیما پس از اتمام دوره دبیرستان به تهران آمد و مدتی در یکی از مدارس پائین شهر به عنوان معلم پیمانی شروع به کار کرد. در این دوره رفیق بیشتر اوقات خود را با شاگردان مدرسه و خانواده های آنان می گذراند و همواره سعی می کرد تا آن جا که مقدور است در جهت حل مشکلات این خانواده ها و بهبود وضع زندگی شان قدم های مؤثری بردارد. تماس با این خانواده ها او را از نزدیک با فقر و مذلت جامعه طبقاتی هرچه بیشتر آشنا کرد.
در پرتو آگاهی سیاسی، با درک مظالم اجتماعی هرچه عینی تر و ملموس تر شعله های کینه به دشمن و عشق به خلق در دل رفیق فروزان تر می شد. محیط مبارزاتی دانشگاه که به خصوص پس از آغاز مبارزه مسلحانه در ایران، همواره مبارزه در آن جریان داشت او را نیز همانند بسیاری از روشنفکران مبارز به طرف خود کشید. او در سال 54 وارد دانشگاه تهران و از آن زمان به بعد فعالانه در مبارزات دانشجوئی شرکت کرد. در جریان اوجگیری مبارزات ضدامپریالیستی خلق در سال های 57-56 با تمام قوا به فعالیت مبارزاتی پرداخت.
رفیق سیما با توجه به آگاهی سیاسی والا و روحیه سازش ناپذیرش خیلی زود به ماهیت ضدخلقی رژیم جمهوری اسلامی پی بُرد و با خشم فراوان از سازشکاری های فرصت طلبانی که با غصب نام سازمان چریک های فدایی خلق ایران به این سازمان ضربه می زدند، با آن مرزبندی کرد. صداقت بیکران او و تعهد انقلابی اش نسبت به خلق به او حُکم می کرد که خون رفقای شهید فدایی را پاس دارد و او به حق دریافته بود که تنها با ادامه راه شهدا که در تشکیلات چریک های فدایی خلق متبلور بود، می تواند دین خود را نسبت به خلق ستمدیده و مبارز ایران و شهدای فدایی اش ادا نماید.
در سال 58 او به آرزوی دیرینه خود که تماس مستقیم با چریک های فدایی خلق بود، رسید و از آن زمان به بعد فعالیت های او شکل کاملا تشکیلاتی یافت. در وجود رفیق سیما شور و صداقت انقلابی با صفا و صمیمیت او درهم آمیخته بود و او با فداکاری و پشتکار قابل تحسینی در راه تحقق آرمان های والایش مبارزه می کرد. کار مبارزاتی رفیق سیما در سازمان در یک هسته انتشاراتی متمرکز بود. در این دوره او با جدیتی که برای انجام وظایف سازمانی اش به کار بُرد، نشان داد که تا چه حد از انضباط چریک های فدایی خلق برخوردار بوده و در هر شرایط، انجام وظایف سازمانی اش را اصل می شمارد. علیرغم این که رفیق سیما از نظر جسمی وضع خوبی نداشت و همواره از این موضوع رنج می بُرد با این حال لحظه ای از کوشش مبارزاتی باز نمی ایستاد. چه شب ها که تا صبح با تلاشی خستگی ناپذیر کار می کرد. او همواره با ایمانی خلل ناپذیر به انجام وظایف انقلابی اش می پرداخت و در تمام مدت به مسئله خودسازی اهمیت می داد. شرکت فعال و جدی او در جلسات مطالعه، کوشش برای ارتقاء قابلیت های عملی اش بیانگر این موضوع بود. در این زمان رفیق توانست با استفاده از امکانات سازمانی دوره آموزش کمک های اولیه و دوره بیهوشی را بگذراند.
رفیق سیما در جریان انشعاب بی مسمائی که به سازمان تحمیل شد، علیرغم تمام عُلقه های عاطفی که با عده ای از رفقای منشعب داشت، انشعاب را با تمام وجود محکوم نمود. او به عواقب منفی و مخرب این انشعاب واقف بود و می دانست که دیگر شکست کامل خط مشی های اپورتونیستی فرا رسیده و زمانی که چریک های فدایی خلق با افراشتن پرچم سرخ مبارزاتی بیش از هر وقت دیگر می توانند حقانیت خود را نشان داده و ارتباط خود را با توده ها مستحکم تر نمایند، به وجود آمده است. از این رو او به خصوص در چنین شرایطی هرگونه ضربه ای را به تشکیلات چریک های فدایی خلق محکوم می نمود و خواهان آن بود که همه رفقا با درایت انقلابی و شکیبایی و متانت انقلابی، کاستی ها و مشکلات را از سر راه برداشته و در جهت استحکام و وحدت سازمانی قدم بردارند.
قبول انشعاب اگرچه برای وی گران بود ولی وقتی به وقوع پیوست رفیق سیما تنها احساس کرد که بارمسئولیت انقلابی اش هرچه بیشتر شده. او می گفت باید باردیگر با ایمانی فزون تر، عزمی راسخ تر و با تلاشی خستگی ناپذیر و صدها بار هشیارتر نسبت به قبل کار کرد تا بتوان ضربات وارده از این انشعاب را به حداقل رساند. پس از این دوره قرار بود رفیق سیما برای ادامه فعالیت های انقلابی اش به کُردستان منتقل شود. ولی درست چند روز قبل از حرکت، وی در یکی از خیابان های خفقان بار تهران توسط مزدوران رژیم دستگیر شد. مزدوران، رفیق سیما را به زیر شکنجه بُردند و پس از آن که از گرفتن کمترین اطلاعات از او مأیوس شدند او را در تاریخ 8/9/60 به جوخه های اعدام سپُردند.
چریک فدایی خلق رفیق سیما دریائی با آغوش باز مُردن در راه تحقق آرمان های انقلابی پرولتاریا را پذیرا شد و با مرگ پُرافتخارش پرچم خونین چریک های فدایی خلق را رنگین تر ساخت.
او در وصیت نامه کوتاهی برای خانواده اش می نویسد: "هرآنچه گفتم درست بود و برایش ایستاده ام"،"ستاره ای بودم که خاموش نگشتم".
باشد که یاد رفیق سیما را با ادامه راه سرخ اش زنده نگه داریم.
با ایمان به پیـروزی راهمان
چریک های فدایی خلق ایران
بهمن ماه1361
مقدمه طرح برنامه
جزوه حاضر حاوی طرح برنامه ای ست که ارائه آن از دیرباز به عنوان یکی از وظایف چریک های فدایی خلق ایران مطرح بود. اهمیت تدوین چنین برنامه ای به خصوص با اوج گیری مبارزات توده ها در اواخر دوران شاه و شرکت فعال توده ها در صحنه مبارزه و تأثیر این شرایط در سازمان های انقلابی بیش از پیش آشکار شد و به صورت ضرورتی کاملا مُبرم درآمد.
بدون داشتن برنامه ای که هدف نهائی جنبش را به صورت کاملا روشن مطرح نماید، بدون داشتن برنامه ای که راه و شیوه های اساسی رسیدن به هدف را معلوم سازد و بالاخره بدون داشتن برنامه ای که منطبق بر تحلیل مشخص از شرایط مشخص وظایف آتی و فوری جنبش را مطرح سازد، نمی توان نقش فعالی در پراتیک مبارزاتی توده ها ایفا نمود. در جریان مبارزات ضدامپریالیستی اخیر علیرغم موقعیت مساعد جنبش کمونیستی و نفوذ معنوی والائی که کمونیست ها به پشتوانه 8 سال مبارزه مسلحانه در جامعه کسب کرده بودند، روشن نبودن هدف های مبارزاتی برای اغلب این نیروها و عدم درک وظایف آتی و فوری جنبش برای آنان اثرات مخربی به بار آورد. خمینی و دارودسته اش که به پشتوانه حمایت امپریالیستی امکان و قدرت بسیج توده ای را یافته بود، آگاهانه از ارائه هرگونه برنامه ای برای جنبش سرباز زد. او مزورانه ارائه هرگونه برنامه ای را به بعد از پیروزی که به زعم او بعد از سقوط شاه فرا می رسید، احاله می کرد و هنگامی که در مقابل خواست و منطق توده ها که خود پیروزی انقلاب را در گرو جنگی مسلحانه می دیدند قرار می گرفت، پاسخش همواره این بود که هنوز وقت جنگ مسلحانه فرا نرسیده است و یا به قول او هنوز دستور جهاد نداده ام. خمینی و دارودسته اش برای کنترل مبارزات ضدامپریالیستی توده ها و انحراف مسیر آن مشکلات فراوانی پیشاروی داشتند. همان طور که قبلا گفته ایم "توده ها قبل این که آن ها بگویند به خیایان بریزید، به خیایان ریختند، پیش از این که آن ها بگویند، اعتصاب می کردند و در حالی که آن ها با تلاش مذبوحانه مردم را از توُسل به زور برحذر می داشتند، مردم بیش از هر چیز به زور متوسل می شدند." همه این ها بیان گر شرایط بسیار مناسب برای رشد جنبش کمونیستی بود و پیشاهنگ انقلابی به خوبی می توانست با ارائه یک برنامه انقلابی و حرکت در جهت تحقق آن، از یک طرف موجب افشای چهره نارهبران جنبش و ایزوله ساختن آنان و از طرف دیگر متقابلا موجب رشد انقلاب و رادیکالیزه شدن هرچه بیشتر آن گردد. لازم بود برنامه ای ارائه شود که منطبق برآن تحلیل ها و ایده های انقلابی به درون توده ها بُرده شده و آن ها را نسبت به اهداف جنبش و منافع واقعی خود واقف سازد، لازم بود برنامه ای ارائه شود که وظایف نیروهای مبارز را در رابطه با زمینه های مختلف کار انقلابی روشن ساخته و بین وظایف مختلف هماهنگی ایجاد نماید.
و بالاخره لازم بود در رابطه با پیشبرد شکل اصلی مبارزه و سازماندهی توده ها در جهت این شکل، برنامه ای ریخته شود. ولی همان طور که می دانیم هیچ یک از وظایف فوق انجام نگرفت. نیروهایی که می بایست ارائه دهنده برنامه ای برای جنبش باشند در سردرگمی کامل نظری و عملی گرفتار آمده بودند. شرایط جدید چشم انداز کار انقلابی وسیع تری در رابطه با تمام حوزه های زندگی مبارزاتی توده ها و به خصوص در رابطه با پیشبرد جنبش مسلحانه که دیگر صرفا توسط روشنفکران انقلابی پیش نمی رفت، بلکه با سازماندهی مسلح توده ها و به همراه آن می بایست انجام گیرد ، در مقابل نیروهای انقلابی قرار داده بود که انجام همه این وظایف در گرو داشتن برنامه انقلابی جامعی بود.
واقعیت این است که تئوری مبارزه مسلحانه در جریان رشد خود می بایست به صورت یک برنامه ارائه شود و فقدان این مسئله نقصی بود که جنبش مسلحانه سال ها از آن رنج بُرده است. اگر در گذشته تزهای انحرافی ئی نظیر "مبارزه با دیکتاتوری فردی شاه به مثابه عمده ترین وظیفه مرحله استراتژیک جنبش" تحت نام تئوری مبارزه مسلحانه ارائه شد و یا اگر کسانی پیدا شدند که به دلیل عدم فهم خود از تئوری مبارزه مسلحانه با عنوان کردن این که تئوری مبارزه مسلحانه به کار سیاسی- تشکیلاتی و اشکال دیگر مبارزاتی بها نمی دهند، سعی در وارد کردن تز انحرافی "پیش به سوی کار سیاسی- تشکیلاتی به عنوان پای دوم جنبش مسلحانه" به این تئوری نمودند و مدعی به اصطلاح تکامل آن شدند، همه این ها از یک طرف معلول کم کاری در زمینه توضیح تئوریک خط مشی مسلحانه و از طرف دیگر معلول آن بود که تئوری مبارزه مسلحانه به صورت برنامه ای که اساس نظرات چریک های فدایی خلق را در قبال مسائل اساسی جنبش مطرح نموده و در هر مقطع وظایف مشخصی را در انطباق با آن روشن نماید، درنیامده بود. عدم ارائه تئوری مبارزه مسلحانه به صورت برنامه اغلب موجب برداشت های بسیار سطحی و محدود از این تئوری می گردد. همواره کسانی پیدا می شوند که برای چریک های فدایی خلق جز انجام عملیات مسلحانه هیچ وظیفه دیگری قائل نیستند. در گذشته کفاره این معصیت با حاکم شدن نظراتی که در مغایرت اساسی با تئوری مبارزه مسلحانه بوده ولی تحت پوشش آن انجام بعضی از وظایف جنبش را یادآوری می نمود، داده شد. در فقدان چنین برنامه ای جریانات سیاسی کار به طور اعم در چند سال اخیر سؤاستفاده های زیادی نمودند. آن ها به دلخواه خود هر تفکر کودکانه و نادرستی را به تئوری مبارزه مسلحانه و به معتقدین به این تئوری نسبت دادند و از این طریق موجب فریب بسیاری از نیروهای صادق جنبش کمونیستی و انحراف اذهان آنان شدند.
بنابر ملاحظات فوق، ارائه برنامه حاضر ضرورتی بود که به خصوص تجارب مبارزات سه سال گذشته آن را نشان داد. پیش از این سازمان ما با تحقق بخشیدن به یکی از رهنمودهای رفیق کبیر مسعود احمدزاده که در زندان بارها ضرورت توضیح تئوریک مشی مسلحانه را یادآوری می نمود، به یکی از وظایف مهم خویش جامه عمل پوشاند. بسیاری از جزوات و کتاب هائی که در چهارسال گذشته از طرف سازمان ما منتشر شده به خوبی توانسته است به توضیح تئوریک مشی مسلحانه به خصوص در رابطه با مسائل زنده جنبش بپردازد. اکنون ارائه این طرح برنامه گام جدی دیگری است که سازمان ما در جهت انطباق تئوری مبارزه مسلحانه با شرایط کنونی و پیشبرد مبارزات توده ها برمی دارد.
در این طرح برنامه اساس نظرات چریک های فدایی خلق ایران در مورد مسائل اساسی انقلاب به صورت تزهایی ارائه شده است. ما با این عمل از یک طرف فرصت تحریف نظرات خود را در مقیاس وسیع از اپورتونیست ها می گیریم و از طرف دیگر از اشاعه نظرات غلطی که تحت پوشش تئوری مبارزه مسلحانه مطرح می شود، جلوگیری می نمائیم. همچنین در این طرح برنامه تحلیلی مشخص از شرایط واقعی جنبش ارائه شده که وظایف نیروهای انقلابی در قبال جنبش ضدامپریالیستی خلقمان را تعیین می نماید.
به اعتقاد ما این طرح برنامه بهترین زمینه را برای برخورد فعال درون و بیرون سازمانی با مسائل جنبش به وجود می آورد و نه تنها باعث انسجام هرچه بیشتر درون سازمان گشته و رابطه ما را با هواداران مستحکم تر می نماید، بلکه به طور کلی این برنامه به منزله پرچمی است که وحدت تمام نیروهای معتقد به تئوری مبارزه مسلحانه که در یک سال و نیم گذشته دچار پراکندگی گشته اند را تأمین می کند. مبارزه ایدئولوژیک پرولتری در رابطه با این برنامه جهت مشخص و انقلابی خود را می یابد و به کسانی که سعی دارند مبارزه ایدئولوژیک را از حوزه مسائل مشخص و زنده جنبش بیرون کشیده و آن را در حوزه مسائل کلی و بی ربط به مسائل و مشکلات عملی جنبش محصور سازند، اجازه چنین برخوردی را نمی دهد. اما اگر ارائه این برنامه تمام محاسن بالا را دارد، این موضوع را هم باید تذکر داد که موفقیت در کار انقلابی منوط به برخورد فعال و جدی همه رفقا است. نباید فکر کرد که وظیفه ما با ارائه این برنامه خود به خود پایان پذیرفته است، بلکه کار مشکل پس از این آغاز خواهد شد. براساس این برنامه نه تنها باید دست به مبارزه ایدئولوژیک وسیع در سطح جنبش کمونیستی بزنیم و از این طریق ایده های خود را تبلیغ نمائیم، بلکه اساسا باید با شرکت در پراتیک مبارزاتی ایده های خود را مادی سازیم. بدون تلفیق تئوری با عمل و بدون آن که قادر باشیم برنامه حاضر را در شرایط مشخص جامعه خویش پیاده نمائیم، سازمان هرگز راه به جائی نخواهد بُرد. در حالی که باید در هرجا و درهر زمان با مسائل واقعی جنبش برخورد داشته باشیم، تئوری انقلابی را از طرح های کلی به موضوعات مشخص و عملی تبدیل نمائیم و با سپردن ایده های خود به محک پراتیک آن ها صیقل بخشیم.
در خاتمه باید به این مسئله اشاره کنیم که در این طرح برنامه بعکس جریانات کمونیستی دیگر ما به بررسی قوانین حاکم بر جامعه سرمایه داری نپرداخته ایم چرا که معتقدیم وقتی که سازمان های کمونیستی به عنوان اجزائی از نهضت طبقه کارگر، ایدئولوژی مارکسیسم- لنینیسم را می پذیرند دیگر نیازی به اعلام قوانین حاکم بر جامعه سرمایه داری وجود ندارد. این وظیفه "مانیفست حزب کمونیست" بود که نابودی آنی و احترازناپذیر مالکیت کنونی بورژوازی را اعلام کند و اجتناب ناپذیری پیروزی سوسیالیسم را نشان دهد. آنچه که برای نیروهای کمونیست در شرایط کنونی جامعه ما اهمیت دارد اعلام ویژگی های نظام اقتصادی- اجتماعی حاکم بر کشور ما یعنی سرمایه داری وابسته به امپریالیسم است تا براساس آن بتوان راه رهائی توده های تحت ستم میهنمان را از قید سلطه امپریالیسم اعلام کرد.
و از طرف دیگر ما در این طرح برنامه برعکس جریانات اپورتونیستی که زیر پرچم لنینیسم برعلیه لنینیسم حرکت می کنند، سعی کردیم که اساسا به رهنمود لنین در مورد برنامه وفادار باشیم و کوشیدیم تصویر روشنی از هدف نهائی و شناخت صحیحی از راه رسیدن به آن هدف و مفهوم دقیقی از شرایط واقعی آن نقطه و وظایف فوری جنبش ارائه دهیم. پرداختن به جزئی ترین مسائل جامعه آینده از قبیل این که در دولت آینده، دهات نیز دارای ارتباط تلفنی خواهند بود مسئله ای از مشکلات جنبش را حل نمی کند. آنچه برای انقلاب ضدامپریالیستی خلق ما حیاتی است شناساندن امپریالیسم به عنوان دشمن اصلی همه خلق های جهان و چگونگی قطع سلطه امپریالیستی از میهنمان می باشد. آنچه برای انقلاب اهمیت دارد، مشخص کردن شکل اصلی مبارزه و سازمان متناسب با آن برای نابودی امپریالیسم است و در این رابطه باید تاکتیک های مبارزاتی را در جهت حل مسائل جنبش در هر مقطع مشخص ساخت. ولی برای کسانی که تاکنون به اصطلاح برنامه ای برای جنبش ارائه داده اند، گویا این مسائل مطرح نبوده است. تا آن جا که از نوشتجات آنان برمی آید، از نظر آن ها برنامه آن چیزیست که ایده آل هائی را در مقابل توده ها تصویر می کند تا توده ها به شوق دستیابی به آن بپاخیزند و گویا هر سازمانی تصویری ایده آل تر عرضه نماید توده ها بیشتر به طرف آن سازمان جلب می شوند. به خصوص آنچه در این برنامه ها جلب نظر می کند عدم مشخص کردن راه رسیدن به هدف می باشد. آن هائی که به این امر حیاتی بی توجه باشند و به شیوه ای علمی در جهت شناخت آن گام برندارند بدون شک برنامه هایشان نیز هیچ مشکلی از مشکلات جنبش را برطرف نخواهد نمود.
اما در مورد طرح برنامه ای که ما ارائه داده ایم، باید گفت که این طرح برنامه زمانی می تواند برنامه ای کامل و جامع شود که در پرتو برخوردهای فعال همه رفقا به محوری برای مبارزه ایدئولوژیک فعال پرولتری تبدیل گردد.
طرح برنامه
1- کشور ما تحت سلطه امپریالیسم قرار دارد.
2- نظام اقتصادی- اجتماعی حاکم بر کشور سرمایه داری وابسته به امپریالیسم است.
3- این نظام، ایران را به جزئی ارگانیک از نظام امپریالیستی جهانی تبدیل کرده است.
4- در نتیجه، اقتصاد ملی اساسا در هم شکسته شده و تمام طبقات و اقشار خلق تحت استثمار و ستم مستقیم سرمایه و سلطه امپریالیستی قرار گرفته اند.
5- سرمایه وابسته به امپریالیسم تمام منابع ملی را غارت کرده و بی رحمانه به استثمار کارگران و غارت دسترنج دهقانان و خرده بورژوازی شهر و روستا می پردازد.
6- بورژوازی ملی به طور کلی نابود شده و بورژوازی وابسته مستقیما با هدایت و به نمایندگی امپریالیسم در سیاست و اقتصاد حاکم است.
7- صدور نقت به بازارهای امپریالیستی نقش تعیین کننده ای در حیات اقتصاد وابسته این کشور پیدا کرده است.
8- تجمع درآمد حاصل از فروش نقت در دست دولت، نقش بویژه برجسته ای به دولت در حیات اقتصادی کشور داده و بوروکراسی دولتی را بیش از پیش بر زندگی مردم مسلط کرده است.
9- عامل بقای این وابستگی اساسا سرکوب قهرآمیز است.
10- در نتیجه، شکل دولت در کشور ما، مادام که سلطه امپریالیستی باقی است، شکل عریان و خشن دیکتاتوری است.
11- تکیه اساسی این دیکتاتوری بر ارتش امپریالیستی است که توسط امپریالیسم مسلح و سازماندهی شده است.
12- ولی این امر مانع از آن نیست که امپریالیسم و نیروهای وابسته به وی برای سرکوب جنبش های مردم دستجات مسلح دیگری مستقل از دولت به وجود نیاورند.
13- تضاد اصلی جامعه ما تضاد خلق و امپریالیسم است.
14- در مقابل ستم و استثمار و سرکوب امپریالیستی، کارگران، دهقانان و خرده بورژوازی شهر و روستا ایستادگی می کنند.
15- طبیعت همین کشمکش بین خلق و امپریالیسم تمام وظایف مرحله ای انقلاب را مشخص می کند.
16- سلطه امپریالیستی بسط هرگونه مبارزه سیاسی- اقتصادی را منوط به وجود و گسترش مبارزه مسلحانه کرده است.
17- لذا نه تنها حل نهائی تضاد خلق با امپریالیسم، بلکه هرگونه مبارزه و در هر سطح علیه سلطه امپریالیستی به شکل قهرآمیز این مبارزه بستگی پیدا می کند.
18- شکل اصلی و محوری مبارزه در مرحله کنونی یعنی شیوه اصلی حل تضاد خلق با امپریالیسم جنگ توده ای طولانی است که در طی آن نیروهای خلق به تدریج به میدان مبارزه آمده با تشکیل ارتش خلق، ارتش بومی امپریالیسم و نیروهائی را که احیانا از خارج به کمک وی گسیل خواهد شد، در هم می شکند.