درباره تئوری مبارزه مسلحانه

 

 

تقدیم به شهدائی که در راه تحقق آرمان های

سازمان چریک های فدایی خلق ایران

جان باختند.

 

 

 

 

 

 

از انتشارات چریک های فدایی خلق ایران

مرداد 1358

 

 

 

 

 

 

پيشگفتار

حکومت سر نیزه و جنبش خود به خودی توده ای

"شکوفائی سرمایه داری ایران در عصر امپریالیسم!!"

"اپورتونیستها و شیوه اصلی مبارزه"

"طرح مجدد مسائل کهنه شده از طرف اپورتونیستها"

"مسئله حزب"

"پایان سخــن"

توضیحات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشگفتار

 

     امروز تئوری "مبارزه مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتیک" که طی سالیان دراز و در سخت ترین شرایط مبارزه، رهنمود عمل سازمان چریکهای فدائی خلق ایران بوده و به چریکهای فدائی خلق کمک کرد تا پرچم مبارزه ی طبقه کارگر و مبارزه ی ضد امپریالیستی خلق را برافراشته نگهدارند، از هر سو مورد حمله ی اپورتونیستهای بی عمل قرار گرفته است، همانهایی که برای اثبات وجود خود ناگزیرند راه چریکهای فدائی خلق را نقی کنند، چرا که خود عملی نداشته اند تا با تکیه بر آن، اظهار وجود کنند.  درچنین شرایطی وظیفه ی چریکهای فدائی خلق این بود که با مبارزه ی ایدئولوژیک فعال این اپورتونیستها را که پیش از آن هم در نزد خلق رسوا بودند، رسواتر کند و از جنبش طبقه ی کارگر طرد نموده تا امر سازماندهی مبارزات طبقه کارگر و خلق با سهولت هرچه بیشتر انجام شود.  ولی متاسفانه اپورتونیسم حاکم بر مرکزیت سازمان اجازه ی انجام به موقع چنین وظایفی را نداد.

 

     چندی پیش جزوه ای تحت نام "پیش به سوی مبارزه ی ایدئولوژیک" از طرف مرکزیت سازمان انتشار یافت که در واقع نه یک مبارزه ی ایدئولوژیک با اپورتونیسم، بلکه خود محرکی بود برای اپورتونیستها که حمله ی خود را به چریکهای فدائی خلق و به تئوری انقلابی آنها شدت بخشند.  در واقع این شلیک تپانچه برای آغاز حمله ی جدید بود و اپورتونیستها هم این علامت را به خوبی شناخته و همانند اسلافشان هر یک به شیوه ی مختص خود به رد مباررزه ی مسلحانه پرداختند و در این بین هواداران صدیق ولی بی خبر از اوضاع سازمان که محتوای جزوه را درک نکرده بودند و انتظار داشتند تا مرکزیت پس از انتشار جزوه و پاسخ اپورتونیستها به دفاع از خط مشی سازمان برخیزد، دیدند که که مرکزیت چگونه تنها نظاره گر صحنه ی هجوم شده و با سکوت خود این توهُم را به وجود آورد که گویا اپورتونیستها راست می گویند!؟  حقیقت این بود که مرکزیت اپورتونیست در عمل با عقب نشینی از مواضع تئوری مبارزه ی مسلحانه سخن اپورتونیستها را تصدیق کرد و با سخنانی درگوشی، آرام آرام، کادرها و هواداران را برای رد تئوری مبارزه ی مسلحانه آماده نمود ... .

 

     در چنین شرایطی دیگر برای چریکهای فدائی خلق جای سکوت باقی نمی ماند و آنها باید شخصاً و جُدا از رهبری اپورتونیست سازمان پا به میدان مبارزه ی ایدئولوژیک بگذارند.  نوشته ای که پیش روی شماست، شاید بتواند مقدمه ای باشد برای مبارزه ی ایدئولوژیک وسیعی که چریکهای فدائی خلق باید برعلیه اپورتونیستها به پیش برند.

 

     امروز امپریالیسم برای سرکوب جنبش انقلابی خلق ما به توطئه چینیهای گوناگون مشغول است و این جنبش را از مواضع تئوریک، سیاسی و نظامی زیر هجوم خود گرفته است و امیدواراست که بتواند بار دیگر رژیم دلخواه خود  یعنی رژیم اختناق و استبداد را بر مردم ما تحمیل کند.  خلق ما و در رأس آن طبقه کارگر و پیشاهنگانش باید برای پیشبرد انقلاب رهائی بخش میهنمان در هر سه زمینه ی تئوریک، سیاسی و نظامی آماده و برپا باشند، در غیر این صورت فاجعه ی بزرگی ببار خواهد آمد.

 

     جنبش خلق ما در این شرایط از بیرون و از درون زیر ضربات متعددی قرار گرفته است که در این جا بررسی همه ی آنها مورد نظر ما نیست، فقط می خواهیم به اختصار ضرباتی را که اپورتونیستها در داخل صفوف روشنفکران طبقه کارگر به این جنبش وارد می کنند و نتایج عملی آن را، بررسی کنیم و از انقلابیون پرولتری بخواهیم با هوشیاری علیه این اپورتونیسم مبارزه کنند.

 

     پس از آنکه در سال ۴۹ مبارزه ی مسلحانه توسط سازمان چریکهای فدائی خلق ایران، با تکیه به تئوری جمع بندی شده در کتاب "مبارزه  مسلحانه، هم استراتژی هم تاکتیک" آغاز گردید، در فواصل زمانی مختلف مورد هجوم اپورتونیستهای رنگارنگی قرار گرفته که امروز به اتفاق هم، دسته ی کُری را تشکیل داده اند که تفاوت زیر و بم صدایشان تنها باعث هارمونی بیشتر این دسته کُر شده است.

 

     اولین دسته  اپورتونیستها محافل سیاسی کاری(1) بودند که در رأس آنها حزب توده قرار داشت که از همان آغاز مبارزه ی مسلحانه ضمن ستایش مزورانه ی دلاوری "چریکها" از آنها می خواست که اگر به "اصالت" مارکسیسم ـ لنینیسم که این گونه مبارزه را رد می کند رحم نمی کنند، لااقل به جوانی خودشان رحم کنند و دست از این مبارزه بکشند و احیاناً به صفوف "رزمنده ی حزب توده" بپیوندند.

 

     امروز هم اینها همان حرفها را تکرار می کنند و خوشحالند که گویا واقعیات، سخنانشان ر&