کومه‌له و "مارکسیسم انقلابی"

 

 

 

به خاطره‌ی

چریک فدایی خلق

رفیق شهید فرج‌الله نيک‌نژاد

تقدیم مي‌شود

 

 

 

 

از انتشارات چریکهای فدائی خلق ایران

فروردین ماه 1363

 

 

 

 

 

 

فهرست

 

۱ ـ  زندگینامه چریک فدایی خلق رفیق شهید فرج‌الله نیک‌نژاد 

۲ ـ مقدمه 

۳ ـ قسمت اول:

ـ " مارکسیسم انقلابی " و حزب 

ـ  حال ببینیم کومه‌له چگونه مسیر سازمانی خود را طی مي‌کند

۴ ـ قسمت دوم:

ـ کومه‌له و مسئله دهقانی 

۵ ـ قسمت سوم:

ـ رفیق ُمهتدی ناسیونالیسم خود را به حساب پرولتاریای کُردستان مي‌گذارد  

۶ ـ قسمت چهارم:

ـ "چند نمونه مشخص از طرز برخورد کومه‌له" 

ـ (الف): کومه‌له نمي‌تواند خودمختاری در کُردستان را به جنبش انقلابی در ایران پیوند بزند 

ـ ( ب): کومه‌له برای "حزب کمونیست ایران" به روال تبلیغات بورژوایی مبالغه و گزافه‌گوئي مي‌کند

 

 

 

 

 

 

زندگی نامه چریک فدایی خلق رفیق شهید فرج‌الله نیک‌نژاد

 

 

چریک فدایی خلق، پیشمرگه قهرمان، رفیق شهید فرج‌الله نیک‌نژاد در سال ۱۳۴۱ در شهر نور مازندران چشم به جهان گشود.  بزودی تحت تأثیر جّو انقلابی خانواده به مسائل سیاسی کشیده شد.  نخستین سال‌های زندگی کوتاه و ُپربار سیاسی او مقارن با نبردهای پُرشکوه و مسلحانه خلق‌های ایران برعلیه امپریالیسم و رژیم وابستهً شاه، تحت تأثیر و تداوم یک دهه مبارزهً مسلحانه چریکهای فدایی خلق بود.

 

در جریان این مبارزات در سال‌های ۵۲ ـ ۵۱ با اعتقاد به پیمان خونین و ناگسستنی‌ای که با خلق خود و برعلیه امپریالیسم بسته بود، به طور فعال شرکت جُست و مانند هزاران تن از انقلابیون پس از استقرار رژیم وابسته به امپریالیسم خمینی در ارتباط با سازمان چریکهای فدایی خلق قرار گرفت.  اما خیلی زود متوجه شد که اینان از تمام سنن انقلابی چریکهای فدایی خلق تنها نام آن را، آنهم به دروغ یدک مي‌کشند.  بنابراین هنگامی که این فرصت‌طلبان بر موج سهمگین مبارزات خلق‌ها مهار مي‌زدند، رژیم را "ضدامپریالیست!" ارزیابی کرده و برای خمینی آرزوی سلامتی مي‌کردند، در بهمن ۵۸ از آنها جدا شده و به صفوف چریکهای فدایی خلق پیوست.  چرا که ایمان داشت که تنها تئوری انقلابی پرولتاریا، تئوری مبارزه مسلحانه (هم استراتژی و هم تاکتیک) و تنها راه رسیدن به آزادی مبارزه مسلحانه است.

 

در جریان فعاليت‌های انقلابیش، رفیق فرج‌الله مقارن با انشعاب غیراصولی‌ای که در سال ۶۰ به چریکهای فدایی خلق تحمیل شد، با توجه به چشم‌اندازهای غیرواقعی که منشعبین از گشودن "جبهه شمال" ترسیم مي‌کردند، به آنان پیوست.  پس از چند ماه حرکت در جنگل و شرکت در عملیات حمله به پاسگاه "لاویج" با جمع‌بندی این حرکت، رفیق فرج‌الله با درک دیدگاه‌های غلط حاکم بر جریان منشعب به این نتیجه دست یافت که این حرکت به بن بست خواهد رسید.  صداقت انقلابی یک بار دیگر او را در پیوستن به صفوف پیشاهنگان راستین انقلاب یعنی چریکهای فدایی خلق یاری کرد.

 

در ادامه فعاليت‌های انقلابی و خستگی‌ناپذیرش، رفیق فرج‌الله در تابستان۶۱ به کُردستان اعزام شد و در صفوف همرزمانش به کار پردامنه‌ای پرداخت و در مقابله با یورش های وحشیانه رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی به کُردستان، این امید انقلاب ایران، و تعرضات چریکهای فدایی خلق برعلیه رژیم مزدور فعالانه شرکت جُست.  رفیق فرج‌الله که دیگر همه او را به اسم "کاک وریا" مي‌شناختند در اکثر عملیات چریکها در کُردستان با رشادت و شور فراوان شرکت فعال داشت، به طوری که همیشه سرمشقی از شجاعت و شهامت برای سایر پیشمرگان بود.

 

برخی از این عملیات که رفیق فرج‌الله در آنها فعالانه شرکت داشت، عبارتند از عملیات چریکهای فدایی خلق ایران در کاله دره و تصرف کامل پایگاه مزدوران، عملیات پایگاه مام زینه ـ خولیان، عملیات پایگاه عامد، مقابله با یورش رژیم در روستای خلیفان، عملیات بنا ویله، عملیات سوم خرداد در پایگاه زمزیران، عملیات حمران، عملیات مک لاوه، عملیات سندلو و ... همچنین در چند عملیات مین گذاری که رفقا با موفقیت انجام دادند او نقش برجسته‌ای را ایفاء نمود، به طوری که در مین‌گذاری مسیر پایگاه حبرند، رفیق مسئولیت عمل را مستقیماً برعهده داشت که در پی آن جیپ فرماندهی پایگاه منهدم و فرمانده مزدور پایگاه به هلاکت رسید.