به نقل از : پيام فدايي ، ارگان چريکهای فدايي خلق ايران

شماره 96 ، اردیبهشت ماه 1386 

 

 

گفتگو با یکی از فعالین "اتحاد زنان آزاديخواه"

 

پيام فدائی: امسال به مناسبت روز جهانی زن (8مارس) ، شاهد پخش يک برنامه تلويزيونی بوديم که طی آن تشکل "اتحاد زنان آزاديخواه" شروع فعاليتهای خود را رسما اعلام نمود. جهت آشنائی هر چه بيشتر خوانندگان پيام فدائی با اين تشکل با يکی از دست اندرکاران "اتحاد زنان آزاديخواه" گفتگوئی ترتيب داديم که در زير ملاحظه خواهيد کرد.

 

پيام فدائی: با سپاس از شما که اين گفتگو را پذيرفتيد . لطفا قبل از پرداختن به سوالات ما، خود را معرفی کنيد.

پاسخ: من سهيلا دهماسی از فعالين "اتحاد زنان آزاديخواه " هستم.

 

پيام فدائی: لطفا بگوئيد که اين تشکل چرا و چگونه شکل گرفت؟

پاسخ: همانطور که می دانيد جمهوری اسلامی رژيمی ستمگر و مستبد است که با تکيه بر زور و سرنيزه از هیچگونه ظلم و ستم و اجحاف در حق زنان و البته در حق همه مردم ایران- دریغ نکرده است. به همين دليل هم در تمام سالهای حيات ننگين اين رژیم اعتراض و مبارزه زنان برای رسيدن به مطالبات بر حقشان واز جمله تحقق حقوق دموکراتیک مساوی با مردان لحظه ای متوقف نشده است. به واقع نه تنها متوقف نشده بلکه برعکس مقاومت زنان در داخل ايران در مقابل رژيم به طور روز افزون رو به گسترش است. زنان در ايران به اشکال مختلف مبارزه می کنند. به همين دليل هم دشمنان مردم ايران از هيچ ترفندی بر عليه زنان کوتاهی نمی کنند که تشکيل پليس زن و سرکوب عريان مبارزات حق طلبانه آنان وهمچنین تلاش جهت منحرف کردن مسير انقلابی ای که این مبارزه باید طی کند، از جمله آن ترفند هاست.

شرایط اختناق در ایران که امکان فعالیت های واقعاً رادیکال به شکل علنی را از زنان تحت ستم ما در سطحی وسیع گرفته است از یکطرف و از طرف دیگر تا حدی باز بودن دست زنان طرفدار "اصلاحات" برای انجام فعالیت های سیاسی خود باعث شده است که اندیشه های رفورمیستی درجنبش زنان رواج و اشاعه یابد. در چنین شرایطی عدم انعکاس صدای زنان کارگر و زحمتکش جامعه که اتفاقاً به لحاظ تعداد اکثریت زنان را در ایران تشکیل می دهند، ضعف بزرگی است که باید بر طرف شود. "اتحاد زنان آزاديخواه" با هدف پژواک دادن هر چه بيشتر صدای زنان کارگر و زحمتکش شکل گرفته است. در مورد چگونگی شکل گیری آن هم باید بگویم که "اتحاد زنان آزاديخواه" تشکلی دمکراتيک است که توسط تعدادی از زنان آزادیخواه که در رابطه با مسأله زنان و راه رهائی آنان از زیر هر گونه ستمی دارای نظرات مشترکی بودند و همچنین با نظرات رفورمیستی در جنبش زنان مرزبندی واحدی داشتند، بوجود آمد. ما در آغاز با اتفاق نظر در مورد اين واقعيت که جنبش زنان دارای ضعف ها و مشکلات عميقی است، يک هسته مطالعاتی ايجاد کردیم و مسائل مختلف مطرح در اين جنبش را مورد مطالعه و بحث و تبادل نظر قرار داده و به جمع بندی ها و نظرات مشترکی در زمينه های مختلف رسيدیم. در این پروسه بود که همه ما تصميم گرفتیم که فعاليت هایمان را در مرحله ای بالاتر و در قالب يک تشکل با اهداف مشخص، منسجم تر کنیم. اين تشکل با اعتقاد به اينکه ضرورت ايجاد تشکلی انقلابی برای منعکس کردن صدای زنان طبقات تحت ستم که برای رهايی از تمام ظلم و ستم ها و بندهای اسارت مبارزه می کنند، در جنبش زنان وجود دارد، بوجود آمد. در یک کلام همانطور که اشاره کردم این تشکل در اساس برای انعکاس دادن صدای زنان کارگر و زحمتکش در جنبش زنان بوجود آمده است.

 

پيام فدائی: از ترفند های دشمنان مردم سخن گفتيد می شود قبل از پرداختن به سوالات ديگر کمی بيشتر اين ترفند ها را تشريح کنيد؟

پاسخ: می دانيد که بگير و ببند و حتی نمايش سرکوب برای ايجاد رعب و وحشت تنها وسایلی نیستند که رژيم های ديکتاتور که جمهوری اسلامی يکی از نمونه های برجسته آن می باشد آنها را به کار می برد .اين رژيم ها گاه می کوشند با فضا دادن به کسانی که قصد درهم شکستن کل سيستم را ندارند مبارزات مردم را به مسير های کم خطر تر کاناليزه کنند. در رابطه با زنان در ایران نیز از مدتی پيش شاهد هستيم که به زنانی که به طریقی به جناح های درونی خود رژيم وابسته اند ويا درهر حال خواسته هايشان را در چهارچوب رژيم مطرح کنند، کمی فرصت اظهار عقيده داده اند. کار به جائی رسیده است که حالا جبهه مشارکت اسلامی نیز که يکی از نيرو های تشکيل دهنده اين رژيم زن ستيزمی باشد بخش زنان تشکيل داده و ادعای مبارزه برای تغيير قوانين زن ستيز را دارد! در خارج از کشور هم متاسفانه شاهد همين وضع هستيم . حتی امپرياليست ها نيز در چهارچوب تدارک برای به اصطلاح انقلاب مخملين در ايران و کنترل مبارزات زحمتکشان جامعه ما، از حمايت از گرايشات رفرميست و اصلاح طلب زنان ايرانی دريغ نمی کنند. همه اين تلاش ها به اين خاطر است که اگر مبارزه زنان برای لغو هر گونه تبعيض و ستمی که بر آنها اعمال می شود، در مسیر درستی پیش رود، می تواند نقش مهمی در مبارزات انقلابی توده ها جهت سرنگونی اين رژيم داشته باشد. یعنی آنها تلاش می کنند که به مبارزات زنان، جهت رفورمیستی بدهند و نگذارند مبارزه زنان برای لغو هر گونه تبیعض و ستم در

مسیر انقلابی پیش برود.

 

پيام فدائی: گفتيد که اتحاد زنان آزاديخواه يک تشکل دمکراتيک است آيا دموکراتیک نامیدن این تشکل با این سخن که می خواهيد صدای زنان کارگر وزحمتکش را پژواک دهيد در تناقض قرار نمی گيرد؟

پاسخ: نه. به هيچ وجه. یک تشکل دموکراتیک باید از همه خواست های عادلانه زنان تحت ستم ایران دفاع کند که این امری است که ما به آن پایبندیم. " اتحاد زنان آزادیخواه" در این را ه مبارزه می کند و نه این که صرفاً همچون رفورمیستها خواهان تحقق بخشی از خواسته های زنان باشد. می دانید که در مطالبات آنها اصولاً خواسته های اصلی زنان کارگر و زحمتکش جائی ندارند. از نظر ما صدای زنان کارگر و زحمتکش منعکس کننده صدای همه زنان تحت ستم ماست. در این تشکل همه زنان آزادیخواه با نظرات متفاوتی که در مورد مسایل گوناگون جامعه دارند می توانند جای بگیرند . تنها لازم است که آنها در رابطه با جنبش زنان در ایران دارای نظرات رادیکال و انقلابی باشند. بنابراين معیار عضویت در این تشکل در درجه اول قبول پلاتفورم آن است و هر عضو نيز از حقوقی مساوی با اعضای ديگر برخوردار خواهد بود.

 

پيام فدائی: آيا دمکراتيک بودن اين تشکل تناقضی با وابستگی های فکری و يا تشکيلاتی برخی از تشکيل دهندگانش ندارد؟

پاسخ: خير. اتفاقا تشکل ما از همکاری زنانی که رسما وابسته به تشکل مشخصی هستند سود برده است. ببيند معيار وحدت ما در اتحاد زنان آزاديخواه وابستگی های تشکيلاتی و يا پيشينه های فکری افراد نيست. اتحاد ما حول پلاتفرم اين اتحاد شکل گرفته است.اتحاد ما حول اصولی است که تک تک ما به آن باور داريم. اتفاقا چون ما يک تشکل دمکراتيک هستيم هيچ مشکلی برای همکاری با کسانی که منشور ما را قبول داشته باشند اما در همان حال وابستگی سازمانی خودشان را هم داشته باشند نداريم. محدوده همکاری و فعاليت مشترک ما مبارزه برای رهائی زن و تلاش برای رفع تبعيض از آنان است. ما دست هر زن مبارزی که بخواهد در جهت تحقق اهداف اين اتحاد بکوشد را صميمانه می فشاريم و آماده همکاری با همه زنان آزاديخواه و مبارز هستيم که همچون ما معتقدند که بايد صدای زنان کارگر و زحمتکش را هر چه وسيع تر پژواک داد.

پيام فدائی: اما تجربه نشان داده که وابستگی های تشکيلاتی در ادامه خود اعمال نظر تشکيلاتی را پيش خواهد آورد آيا به اين ترتيب همان داستان مطرح تکرار نخواهد شد؟

پاسخ: همانطور که گفتم معيار وحدت ما اصول مشترکمان است نه وابستگی تشکيلاتی برخی از ما در ثانی در يک تشکل دمکراتيک که علی القاعده ازاصول و معيار های دمکراتيک دفاع می کند اصلا دمکراتيک نيست که حق افراد را در داشتن روابط سياسی شان محدود نمود. چگونه می توان از دمکراسی دفاع کرد اما بخشی از زنان را صرفا به اين علت که وابستگی های تشکيلاتی دارند را خارج از اتحاد قرار داد. در همين جا اجازه بدهيد که نکته ای را تذکر دهم . می دانيد که ما در دورانی زندگی می کنيم که بدبينی و نااميدی به عنوان تبعات طبيعی شکست های قبلی وسيعا گسترش يافته است. اما ما بر اين باوريم که نبايد تسليم اين جو شد. بايد از گذشته برای حرکت بعدی و برای هموار کردن راه آينده درس گرفت. بنابراين نبايد اجازه داد که تجربيات منفی جلوی حرکت را بگيرد. من می پذيرم که تجربه منفی در اين زمينه کم نيست. اما اگر معيار را تجربه همکاری های تاکنونی فعالين زن تشکيل دهنده اين اتحاد بگذاريم که ازپيشينه های فکری مختلفی آمده اند و از روز اول هم بر اين واقعيت آگاه بودند و می دانستند که هدف دفاع از خواستها و مطالبات زنان زحمتکش است نه منافع اين يا آن گروه و سازمان،آنگاه با اطمينان می توانم به شما بگويم که ما در همين فاصله نشان داده ايم که نمی خواهيم اجازه دهيم که در زير آوار شکست های قبلی امکان رشد و حرکت را از خود سلب کنيم. ما در تشکل اتحاد زنان آزادیخواه هر نظری که خود انقلابی و درست تشخیص می دهیم را پیش خواهیم برد و تعصبی نخواهیم داشت که چنان نظری را به خاطر این که با نظر فلان نیروی سیاسی همسان است، نادیده بگیریم.

 

پرسش: لطفا کمی بيشتر در باره اهداف اين اتحاد نو پا صحبت کنيد؟

پاسخ: اين اتحاد به معنی اتحاد برای مبارزه جهت رفع ستم بر زن و تحقق همه خواستهای زنان و از جمله خواست برابری کامل زن و مرد در رابطه با حقوق دموکراتیکشان می باشد. و از آنجا که در شرايط کنونی جمهوری اسلامی مانع اصلی تحقق اين اهداف است به باور ما مبارزه زنان برای رفع هر گونه ستم جنسی بايد در راستای مبارزه برای سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی پيش برود . بر اين اساس ما با هر نوع توهم پراکنی نسبت به امکان اصلاح رژيم از درون و يا امکان رفرم و اصلاح پذيری در چهارچوب جمهوری اسلامی مخالف بوده و با چنين نظراتی مرزبندی کامل داريم. اين اتحاد در جهت حمايت از مبارزات حق طلبانه زنان، بويژه زنان کارگر و زحمتکش جامعه است. ما به هيچوجه معتقد نيستيم که همه زنان از هر طبقه و با هر تفکری می توانند باهم متحد شوند. ما با زنانی که خواهان حفظ سيستم سرمايه داری در ايران هستند و تصور می کنند که می توانند در چهارچوب جمهوری اسلامی به مثابه رژيم حافظ اين نظام آزاديهايی را بدست آورند متحد نيستيم. منظور ما از اتحاد به هيچ وجه جمع جبری همه نظرات موجود در جنبش زنان نيست. اتحاد مورد نظر ما اتحاد برای مبارزه بر عليه هر گونه تبعيض بر زن و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی است تا به این ترتیب امکان رسيدن به جامعه ای کاملأ آزاد و و عاری از انواع اسارتهای طبقاتی و فرهنگی و اجتماعی و سياسی و حقوقی مهيا گردد.

 

پرسش: آيا اين بدان معنا است که شما از تغيير قوانين زن ستيز جمهوری اسلامی پشتيبانی نمی کنيد؟

پاسخ: به هيچ وجه. مسلم است که ما مخالف هر قانونی هستيم که در آن به نوعی ستم بر زن روا شده باشد. و به همين دليل هم خواهان لغوهمه اين قوانين زن ستيز هستيم. اتفاقا ما برای لغو همه قوانين ارتجاعی و ضد زن رژيم مبارزه می کنيم. تأکید ما این است که ما در اينجا متوقف نمی شويم و معتقديم که مبارزه برای لغو قوانين زن ستيز هم بايد در چهارچوب مبارزه برای سرنگونی رژيم پيش برود. تا زمانی که اين رژيم سرنگون نشود و نظامی واقعأ دمکراتيک به دست زنان و مردان زحمتکش انقلابی جايگزين آن نشود از هيچ تغييراساسی سخن نمی توان گفت . البته هستند گرايشاتی که لغو برخی از قوانين زن ستيز جمهوری اسلامی را تبليغ می کنند و چنين تفکری را اشاعه می دهند که در چارچوب اين رژيم هم می شود با تغيير برخی قوانين به آزادی هائی دست یافت، کسانی که ضمن پشتيبانی از اين خواست ها آن را به سرنگونی جمهوری اسلامی گره نمی زنند. زنانی که معتقدند صرفأ با لغو برخی قوانين زن ستيز ناگهان لرزه بر اندام رژيم می افتد واحتمالا به اين ترتيب رژيم خود سرنگون می شود، توهم پراکنی می کنند. حرف آنها کاملأ غيرواقعی و غير علمی و عوامفريبانه است.

واقعيت اين است که جمهوری اسلامی در کليت خودش نمی تواند برابری حقوقی (برابری همه انسانها در مقابل قانون) را ايجاد کند چه رسد به پذيرش برابری زن و مرد در مقابل قوانین دموکراتیک! . چون اين رژيم اساسا برای حفظ همين نابرابری ها بر سر کار آمده است.

 

سوال : شما پيوند مبارزاتی بين جنبش زنان و ساير جنبش های جاری در جامعه را چگونه می بينيد؟

پاسخ: ما معتقديم که همه مبارزات دمکراتيک در جامعه بايد با هم متحد شوند تا بتوانند انقلابی قهرآميز را عليه سيستم به پيروزی برسانند. ما برخلاف فمنيست ها معتقد نيستيم که زنان بايد برای خودشان مبارزه کنند، کارگرها برای خودشان، دانشجوها و معلم ها و نويسندگان هم برای خودشان مبارزه کنند. ما برخلاف فمنيست ها مردها را دشمن زنان نمی دانيم. ما معتقديم که دشمن اصلی همه ما، زن و مرد و دانشجو و کارگر و معلم و نويسنده و غيره، سيستم سرمايه داری حاکم است که در ايران با سرمايه داری جهانی کاملا تنيده و وابسته به آن است. ما بر اين باوريم که اين سيستم دشمن مشترک همه اين جنبش ها است و اين جنبش ها اگر می خواهند موفق شوند و پشت دشمن را به خاک بمالند بايد متحدانه عليه اين دشمن مشترک مبارزه کنند.

 

پيام فدائی: به نکته جالبی اشاره کرديد شما در حاليکه مخالف سنتها و فرهنگ مردسالارانه حاکم هستيد اما مرد ها را دشمن خود نمی دانيد و از قرار اتحادتان را بر عليه مرد ها سازمان نداديد؟

پاسخ: قطعا ما مخالف هر گونه فرهنگ مردسالارانه هستـيم و از همين امروز هم بر عليه همه جلوه های اين فرهنگ منحط می جنگيم. اما مخالف آن گرايشاتی هستيم که به اشکال مختلف با توجه به واقعيت سلطه اين فرهنگ جهت اصلی مبارزه زنان را بسوی مردان کاناليزه می کنند. ما در تشکل های تاکنون موجود زنان گاه شاهد تبليغ دشمنی و جدايی بين زن و مرد هستيم . اين تبليغات ميان زنان و مردان طبقات محروم و زحمتکش جامعه تفرقه ايجاد می کنند و درنتيجه زنان را از متحدينشان جدا می کنند و جنبش انقلابی زنان را تضعيف می کنند. با این حال همين ها مرتبأ فرياد می زنند که جنبش زنان می تواند رژيم را به عقب نشينی وادارد، و غيره. اما بايد به آنها گفت که بله، درست است که نقش زنان در شکست دادن رژيم تعيين کننده است و اساسا هيچ جنبش توده ای بدون حضور زنان مفهوم ندارد، اما شما با ايجاد اينگونه تفرقه ها بين زنان و مردان انقلابی و بين جنبش های دمکراتيک مختلف در جامعه، زنان را در رسيدن به اهدافشان ياری نمی کنيد بلکه بر عکس جنبش آنها را تضعيف می کنيد.

به همين دليل است که ضروری است برای تقويت موضع زنان در مقابل رژيم، زنان انقلابی که خواهان سرنگونی رژيم هستند متحد شوند و اجازه ندهند که زنان (و مردان) رفرميست جنبش زنان را منحرف کرده و به شکست بکشانند. رفرميست ها حتی مبارزات زنان در خارج از کشور را هدف قرار داده اند و می دانيم که همواره هدف رفرميسم تقويت رژيم و سيستم حاکم است.

فعاليت های رفرميستی همچون "يک ميليون امضاء" و نمونه های خارج از کشوری آن کمکی به رشد جنبش انقلابی زنان طبقات زحمتکش ايران نمی کنند. بلکه به ايجاد اغتشاش فکری در اين جنبش کمک می کنند. برخی از اين گروه ها فکر می کنند که اگر صدايشان( حتی اگر این صدای رفورمیسم باشد) در ايران شنيده شود و گروهشان و حزبشان در ايران شناخته شود کار بزرگی کرده اند. امامردم ايران و زنان ايران به صدای انقلاب احتياج دارند نه صدای رفرميسم. بايد خط انقلابی تبليغ شود نه اينکه اين خط فدای مصلحت گرائی های حقير گردد.

پیام فدائی: همانطور که می دانید درجنبش زنان در ایران بعضی تنها انگشت به لغو قوانینی می گذارند که به قول خودشان بر اساس "حدیث نبوی" تنظیم شده اند و مطرح می کنند که جمهوری اسلامی می تواند اینگونه قوانین را اصلاح کند. بعضی نیز با به اصطلاح سکولار کردن جمهوری اسلامی می خواهند، قوانین اسلامی این رژیم را تغییر دهند. در این موارد چه نظری دارید؟

پاسخ: این یک واقعیت است که رژيم جمهوری اسلامی با توسل به ارتجاعی ترین قوانين دينی زنان را سرکوب می کند. اما پشت ايدئولوژی اسلامی رژيم، منافع طبقاتی خوابيده و مردم را بايد نسبت به اين مسئله آگاه کرد و دشمنان خلق را در تمام چهره هايش رسوا کرد. نبايد فراموش کرد که سرمايه جهانی با مشکلات عديده ای روبرو است و يک راه برون رفت از آنها را در سرکوب و بيکار کردن و کاهش حقوق زنان می بيند. به عنوان مثال يکی از اولين اقدامات رژيم بعد از شکست قيام 57 اخراج زنان کارگر بود.

برخی تصور می کنند که با افشای ضد زن بودن اسلام درواقع ماهيت رژيم را برملا کرده اند. مثلاً برخی ها که خود را کمونیست نیز می نامند طوری تبليغ می کنند که گويا سردمداران رژيم واقعأ به خاطر اعتقادات مذهبی اشان و در راه خدايشان دارند به ما ظلم می کنند. درصورتيکه رژيم این توجيهات مذهبی در رابطه با جناياتش را فقط برای پنهان کردن منافع واقعی اش که منافع سرمايه داری وابسته است، به کار می برد. درنتيجه وظيفه زنان انقلایی است که مردم را در مورد ماهيت طبقاتی رژيم آگاه کنند. به عنوان مثال بايد زنان را آگاه کرد که صرفأ جدايی دين ازدولت و صرفأ لغو بخشی از قوانين رژيم موجب آزاد شدن زنان نمی شود. البته ضمن آگاه کردن آنان نسبت به این موضوع حتماً باید برای لغو قوانین زن ستیز و جدائی دین از دولت مبارزه نمود. چون درست در جریان مبارزه برای تحقق چنین خواست هائی است که می توان آگاهی های انقلابی و از جمله موضوعی که در فوق توضیح داده شد را به میان توده ها برد.

پيام فدائی: با تشکر از شما به خاطر پذيرش اين گفتگو و به اميد اينکه در فرصت ديگری پاسخ گوی سوالات ديگر ما باشيد چون می دانيد که خيلی از سوالات حتی فرصت طرح هم پيدا نکرد. ضمن اينکه برای تشکل نو پای شما در رسيدن به اهدافش آرزوی موفقيت داريم لطفا اگر مطلبی هست که می خواهيد با خوانندگان پيام فدائی در ميان بگذاريد بفرمائيد.

پاسخ: من بايد از شما تشکر کنم که اين فرصت را در اختيارم گذاشتيد تا کمی در باره اتحاد زنان آزاديخواه صحبت کنم . می دانم که سوالات بسياری وجود دارد که بايد در فرصت های مختلف بوسيله فعالين اين اتحاد پاسخ داده شود . اما از اين فرصت استفاده می کنم تا بار ديگر از همه زنان مبارز و آزاديخواهی که اصول نظری اين تشکل را بخشی از باورهای خود می دانند بخواهم که ما را در راهی که جهت پژواک دادن صدای زنان زحمتکش در پيش گرفته ايم تنها نگذارند. به اميد اتحاد هر چه گسترده تر زنان آزاديخواه.

 

بازگشت به صفحه اصلی

http:/www.siahkal.com