به نقل
از : پيام
فدايي ، ارگان
چريکهای
فدايي خلق
ايران
شماره 71، فروردين ماه
1384
انقلاب
"گل لاله" در
قرقيزستان
روناک مدائن
عسکر
آقايف، رئيس
جمهور سابق
قرقيزستان که
زمانی از طرف
دولت آمريکا
لقب "دمکرات
ترين رئيس
جمهور در
جمهوری های سابق
شوروی" را گرفته
بود، بعد از
اينکه مثل
شواردناتزه
(رئيس جمهور
گرجستان) از
چشم آمريکا
افتاد، پس از
اوج گيری ناآرامی
ها و تظاهرات
خيابانی در 24
مارس 2005 مجبور
به فرار از
کشور شد. بعد از
فرار او
اپوزيسيون
آمريکايی
"قدرت مردم"
به رهبری
کورمانبک
باقی اوف،
قدرت سياسی را
در دست گرفت.
در سال های 2003 و 2004
دولت آمريکا
موفق شد که با
صرف هزينه های
مالی فراوان،
نارضايتی های
توده ای را در
کشورهای
گرجستان و
اوکراين به سمت
منافع خويش
منحرف کند و
با به اصطلاح انقلابات
مخملين در اين
کشورها دولت
های موافق
آمريکا را به
قدرت برساند.
دولت آمريکا که
قصد استفاده
از شيوه های
مشابه را در قرقيزستان
داشت، اپوزيسيون
طرفدار
آمريکا (قدرت
مردم) را با
کمک های مالی
مستقيم و
غيرمستقيم به
وجود آورد.
"قدرت مردم" از
اعضای دولت
سابق که به
دليل
اختلافات
درونی از آن
جدا شده
بودند، تشکيل
شده است. برخی
از جزئيات کمک
های مالی دولت
آمريکا در جمع
و جور کردن و
تقويت اين
اپوزيسيون در
شماره 25
فوريه وال
استريت ژورنال
شرح داده شده
است.
بعد از
انتخابات 13
مارس
قرقيزستان،
گروه "قدرت
مردم" به
عنوان اعتراض
به تقلب دولت
در انتخابات،
تظاهرات و راهپيمايی
های گسترده ای
را در شهرهای
مختلف راه
انداخت.
سرانجام مردم
به کاخ ریاست
جمهوری و برخی
دیگر از مؤسسات
دولتی حمله ور
شده و در حالی
که نیروهای
پلیس نیز از
صحنه خارج شده
و دخالتی در
کنترل اوضاع
به نفع دولت
آقایف نمی
کردند، او
مجبور به فرار
شد و دولت
عملا سقوط
کرد. رهبران
مخالفین سپس اعلام
"انقلاب گل لاله"
را کرده و در
شهر اوش، دولت
موقت تشکيل
دادند. اما اوضاع
به هیچ رو
آرام نگرفت و
توده های به
خیابان آمده،
به اعتراضات و
شورش های
خیابانی
ادامه دادند. قرقيزستان
با گرجستان و
اوکراين
تفاوت هايی دارد
که موجب شد تا
اپوزيسيون اين
کشور نتواند طرح
های آمريکايی گرجستان
و اوکراين را در
گرجستان نيز مو
به مو تقليد کند.
در سال های
حکومت
دیکتاتوری
آقایف،
پیشبرد سياست
های ضدخلقی صندوق
بين الملل پول
در طول 15 سال در
قرقیزستان به فقر
و فلاکت هرچه
بیشتر توده
های تحت ستم
منجر شد. نابودی
تدريجی سیستم
رفاه اجتماعی
دولتی و
تأسيسات
زيربنايی
شهری که از دوران
حاکميت
جماهير شوروی به
جا مانده بود،
موجب سقوط سطح
رفاه در
قرقيزستان و
اوج گيری
نارضايتی های
اجتماعی شد. آمريکا
با حمایت های
مادی و معنوی
خویش از
مخالفین دولت،
تلاش فراوانی
در کنترل
حوادث
قرقيزستان کرد.
خشم توده
های معترض که
به خيابان ها
ريخته بودند، کنترل
حوادث را از
دست
اپوزيسيون که
از مردم می
خواست از شيوه
های قهرآميز
پرهيز کنند،
خارج کرد. فقط 10 روز
قبل از فرار
آقايف،
اپوزيسيون
اعلام کرد که
ديگر اصراری
بر استعفای
آقايف ندارد و
خواهان
مذاکره و
همکاری با
دولت شد. اما
مبارزات مردم
همچنان ادامه
داشت و آنها ساختمان
های دولتی را تصرف
کرده و پاسگاه
های پليس و
اموال دولتی
را به آتش کشيدند.
اپوزيسيون
برای جلوگيری
از وقوع يک
قيام توده ای
به کمک پليس در
تشکيل جوخه
های ضدشورش و
سرکوب
تظاهرات
شتافت. دولت
آمريکا نيز از
ترس قهر
انقلابی توده
ها مجبور شد
که دو روز قبل
از فرار
آقايف، با
عجله دولت و
اپوزيسيون را
پشت ميز
مذاکره بنشاند.
اپوزيسيون
که سوار بر
موج تظاهرات
خشم گينانه
مردم و به
دليل عدم وجود
رهبری منسجم
توده ای موفق
به غصب قدرت سياسی
شد، از حمايت
واقعی اقشاری
که آقايف را
مجبور به فرار
کردند
برخوردار نبود
و نيست. (آقايف
در مصاحبه ای
اقرار کرد که: "ما
حتی در شب قبل
از 24
مارس نيز نمی
دانستيم که
فردا صبح در
قدرت خواهيم
بود")
قرقيزستان
با اينکه خود
دارای منابع
نفتی نيست، به
دليل نزديکی
اش به کشورهای
نفت خيز از اهميت
ژئوپوليتيکی
عمده ای برای
آمريکا
برخوردار است.
علاوه بر آن،
آمريکا برای
پايگاه های
نظامی اش در
منطقه اهميت
زيادی قائل
است. (مثل
پايگاه
آمريکايی شهر
بيشکيک که در
حمله به
افغانستان
مورد استفاده
قرار گرفت). کشورهای
اروپايی نيز
در تلاش برای
حفظ منافع خود
در منطقه،
نمايندگانی
را از جانب
"سازمان
اتحاد و امنيت
اروپا ( OSCE
)"، برای
مذاکره با
دولت جديد به
قرقيزستان
فرستادند.
دولت
آمريکا در
جریان تحولات
اخیر در قرقيزستان،
تلاش می کند
تا دخالت های
سياسی- اقتصادی
و نظامی خويش
را در منطقه
افزايش دهد. اما
از آنجا که
دخالتگری
امپریالیسم
آمریکا در
قرقیزستان
نظیر
افغانستان و
عراق تنها با هدف
گسترش سلطه
اقتصادی -
سیاسی
جنایتکارانه
این
امپریالیسم و
برعلیه خلق های
تحت ستم انجام
می گیرد، در
نتیجه مسائل و
مشکلات سياسی -
اقتصادی و
اجتماعی توده
های محروم این
کشور حل نگشته
و این امر لاجرم
منجر به عميق
تر شدن معضلات
اقتصادی -
اجتماعی و اوج
گيری مبارزات
توده های
قرقيزستان خواهد
شد.