فریبرز سنجری

پایمال شدن حقوق طبیعی خلق فلسطین در طرح صلح ترامپ

با تشکیل دولت اسرائیل در سال 1948 و پایمال کردن حقوق خلق فلسطین، روزی نبوده که این دولت دسیسه ای علیه این خلق محروم نچیده باشد. این دولت صهیونیستی همواره با زور و سرکوب به سرزمین مردم ستمدیده فلسطین تجاوز نموده و با شکل دادن به کشتار هایی همانند دیر یاسین، صبرا، شتیلا و تل زعتر بخش بزرگی از مردم فلسطین را از سرزمین شان آواره ساخته است. در تمام این مدت امپریالیست ها و به ویژه امپریالیسم آمریکا ، ضمن حمایت از سیاست های تجاوزگرانه اسرائیل ، فریاد صلح و آشتی سر داده و خود را مدافع پایان مناقشه دولت اسرائیل با مردم فلسطین جا زده اند. نقش جدید در این راستا امروز به ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا واگذار شده است که ضمن سخن گفتن از طرح صلح ، حتی بیش از گذشته به تجاوزات دولت اسرائیل رسمیت بخشد. آن چه در زیر می آید در مورد طرحی در این رابطه تحت عنوان "طرح معامله قرن" می باشد.

روز سه‌شنبه ۲۸ ژانویه 2020 ، دونالد ترامپ به اصطلاح "طرح صلح" خود تحت عنوان "طرح معامله قرن" را در رابطه با فلسطین طی مراسمی که در آن به طور برجسته بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و سفیران امارات و بحرین و عمان شرکت داشتند، رونمایی نمود.

از "طرح معامله قرن" که ترامپ از سه سال پیش با بوق و کرنا اعلام می کرد که طرح صلحی است که باعث می شود هم اسرائیل راضی باشد و هم فلسطینی ها و سرانجام جنگ و درگیری طولانی بین این دو به صلح منجر خواهد شد، در مراسمی پرده بر داشته شد که هیچ نماینده ای از طرف فلسطین در آن حضور نداشت. در این مراسم عدم شرکت محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از یک طرف و تملق گوئی های بی حد نخست وزیر اسرائیل از ترامپ از طرف دیگر ،خود به حد کافی نشانگر ضد فلسطینی بودن طرح ترامپ بود، طرحی که حتی محمود عباس هم با همه سازشکاری هایش، با ادعای دفاع از فلسطین نمی توانست در مراسم رونمائی اش شرکت کند.

درست در فاصله ای که رسانه ها ادعاهای گزاف ترامپ در مورد "طرح صلح" اش را اشاعه می دادند - و البته هیچ انسان آگاهی به این تبلیغات وقعی نمی گذاشت - ترامپ با انتقال سفارت ایالات متحده آمریکا به بیت المقدس (اورشلیم) و پذیرش این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل و همچنین اعلام این موضع که بلندی های جولان (بخشی از خاک سوریه که در سال 1967 توسط ارتش تجاوزگر اسرائیل در جنگ با سوریه اشغال شده بود) بخشی از خاک اسرائیل می باشد، عملا به همگان نشان داده بود که نه مرد صلح بلکه خود یکی از آتش بیاران جنگ و تشدید کننده خصومت بین فلسطینیان و اسرائیل می باشد.

در همان سه سال پیش که ادعای ایجاد صلح بین فلسطین و اسرائیل از طرف ترامپ مطرح شد، وی داماد خود جِرِد کوشنر که خود یک یهودی است را مسئول تهیه طرحی در این زمینه نمود و بالاخره طرحی آماده شد که دولت آمریکا آن را به عنوان "معامله قرن" تبلیغ می کرد. اما، علیرغم همه تبلیغات فریبکارانه دولت ترامپ، این طرح حتی رضایت سازمان ملل را نیز به دست نیاورد. به قول معروف آش آن قدر شور بود که خان هم فهمید ، به طوری که روزنامه گاردین از آن به عنوان یک "سند دیپلماتیک غیر جدی" نام برد، محمود عباس آن را "سیلی قرن" و برخی هم آن را "شوخی قرن" نامیدند.

با نگاهی به این به اصطلاح طرح صلح که دولت ترامپ آن را "معامله قرن" می نامد فورا روشن می شود که کشور و دولت فلسطین که در مذاکرات سال های قبل و طرح های صلح قبلی به نوعی برسمیت شناخته شده بود و در قرارداد اسلو با همه اجحافاتش علیه مردم فلسطین، وجود دو دولت مستقل فلسطین و اسرائیل رسماً مورد تأیید قدرت های بزرگ و خود آمریکا قرار گرفته بودند، در "معامله" مورد نظر ترامپ قرار است به مناطقی جدا از هم تبدیل شود که کاملا تحت کنترل اسرائیل قرار بگیرد تا آن جا که رفت و آمد بین این قسمت ها بدون اجازه اسرائیل عملی نخواهد بود. این بدان معناست که آن چه که قبلاً برای فلسطینی ها به عنوان حقوق حداقلی پذیرفته شده بودند ، هم پس گرفته می شوند. واگذاری حفاظت از مناطق جداگانه یاد شده نیز بر اساس "طرح معامله قرن" ترامپ بر عهده اسرائیل قرار دارد ، چرا که در این طرح، فلسطینی ها از حق داشتن ارتش و پلیس محلی و همچنین فرودگاه محروم شده اند.

یکی دیگر از ضربه های طرح ترامپ به مردم فلسطین، خط بطلان کشیدن به مسئله حیاتی "حق بازگشت میلیون ها فلسطینی آواره" به سرزمین خویش می باشد که با طرح معامله قرن، چنین حقی برای همیشه از مردم فلسطین گرفته می شود. به این ترتیب، میلیون ها انسان که از "روز نکبت" (یعنی روز تاسیس اسرائیل در سال 1948) به زور سرکوب های وحشیانه نیرو های مسلح اسرائیل از زمین اجدادی‌ و خانه و کاشانه شان رانده شده اند ، دیگر باید امید بازگشت خود به سرزمین شان را برای همیشه از دست بدهند و همچنان در اردو گاه ها و در تبعید بسر ببرند.

طرح معامله قرن، بخش وسیعی از شهرک‌هائی که اسرائیل با نقض قطعنامه های سازمان ملل برپا و به شهرک های یهودی نشین تبدیل کرده است را نیز برسمیت شناخته است؛ همچنین بر اساس این طرح، کنترل دولت اسرائیل بر سرزمین های اشغالی در جنگ 6 روزه (سال 1967) قانونی اعلام می شود. از سوی دیگر، بر مبنای طرح ترامپ، بیت المقدس پایتخت ابدی اسرائیل گشته و فلسطینی ها تنها کنترل چند محله در شرق شهر را بدست خواهند گرفت، و بالاخره، حماس در نوار غزه خلع سلاح می گردد و فلسطینیان باید اسرائیل را به عنوان یک دولت و کشور یهودی و اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت بشناسند.

با نگاهی به موارد برشمرده در بالا که تنها بیانگر گوشه کوچکی از حق کُشی های امپریالیسم و صهیونیسم در حق مردم فلسطین در طرح مزبور می باشد، می توان فهمید که چرا این طرح ، نفرت از ترامپ را در میان فلسطینی ها و آزادیخواهان منطقه تشدید نموده است، و چرا نیروهای مدّعی دفاع از حقوق مردم فلسطین، یک صدا این طرح را به عنوان توطئه ای علیه خود اعلام کرده و رد نمودند. حق کُشی های موجود در طرح ترامپ اعتراضاتی را در خود اسرائیل هم علیه این طرح به وجود آورده و جهت محکوم کردن طرح معامله قرن، تظاهراتی در تل آویو توسط نیروهای چپ برپا شد.

طرج ترامپ با پایمال نمودن حق تعیین سرنوشت خلق فلسطین به مثابه بخشی از تلاش های امپریالیسم آمریکا در دفاع و تقویت دولت اسرائیل ، یک بار دیگر این واقعیت را به اثبات رساند که آزادی و تحقق حق تعیین سرنوشت خلق فلسطین ، نه به وسیله قدرت های امپریالیستی و مرتجعین منطقه ، بلکه اتفاقا با نابودی همین نیرو ها امکان پذیر می گردد.

کمونیست ها و همه نیروهای آزادیخواه همواره از حق تعیین سرنوشت خلق محروم و آزاده فلسطین دفاع نموده و از خلق فلسطین که برای این منظور در مقاطع مختلف، قهرمانانه علیه دولت صهیونیستی اسرائیل جنگیده اند، پشتیبانی نموده اند. در این میان ، نکته مهم که لازم است روی آن تأکید شود این است که در شرایط سلطه امپریالیسم و گسترش سرمایه داری انحصاری در جهان ، رسالت رهبری انقلاب و حل مسئله ملی بر عهده طبقه کارگر می باشد.

به امید آن که نیروهای کمونیست در منطقه بتوانند با تلاش های مبارزاتی خود به این طبقه در جهت اعمال رهبری خود یاری رسانده و امکان تحقق حق تعیین سرنوشت و حل مسئله ملی چه در فلسطین و چه در نقاط دیگر خاورمیانه را مهیا نمایند.

بهمن 1398 فوریه 2020